سفر دوباره فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به تهران معنایی فراتر از یک دیدار امنیتی پیدا میکند. این دومین حضور او در کمتر از پنج هفته است؛ فاصلهای که در عرف دیپلماسی نظامی منطقه، بسیار معنادار تلقی میشود.
برخلاف عمان که معمولاً نقش «پستچی بیطرف» را بازی میکرد، پاکستان به دلیل پیوندهای همزمان امنیتی با آمریکا، ارتباطات نظامی با چین و نزدیکی ژئوپلیتیکی به ایران، اکنون در موقعیت بازیگری قرار گرفته که میتواند هم فشار منتقل کند و هم تضمین بدهد. به همین دلیل، سفرهای پیاپی منیر بیشتر شبیه رفتوآمدهای یک مدیر بحران است تا یک مقام نظامی.
به گزارش رسانه های نزدیک به سعودی، منابع نزدیک به مذاکرات نیز تأکید میکنند که سفر اخیر او نه برای انتقال پیام جدید، بلکه برای «بستن شکافهای باقی آمریکا با هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه نیز نشان میدهد واشنگتن در حال ساخت یک شبکه منطقهای برای مهار بحران است؛ شبکهای که هدفش نه صرفاً رسیدن به توافق، بلکه جلوگیری از فروپاشی کامل وضعیت موجود است. این یعنی آمریکا فعلاً به دنبال خرید زمان است، نه لزوماً حل ریشهای اختلافات.
با کنار هم قرار دادن این نشانهها، میتوان گفت احتمال دستیابی به یک توافق اولیه یا چارچوب موقت نسبت به هفتههای گذشته افزایش یافته است. توافقی که شاید شامل تمدید آتشبس، توقف برخی اقدامات تنشزا و آغاز یک بازه ۳۰ تا ۶۰ روزه برای مذاکرات فشردهتر باشد؛ اما این به معنای حل بحران نیست. زیرا هم ایران و هم آمریکا میداند بازگشت به درگیری مستقیم، هزینهای غیرقابل پیشبینی خواهد داشت. در چنین شرایطی، پاکستان تلاش میکند خود را به عنوان ناجی دیپلماسی منطقه تثبیت کند، قطر به دنبال تبدیل شدن به ضامن اقتصادی توافق است و تهران و واشنگتن نیز میان دو گزینه مدیریت تنش و بازگشت به تقابل در حال حرکت روی لبه باریک زمان هستند.
