
هدیه حدادیاصل_صبح سرد پاییزی در حوالی شهر کرج، در آرامستانی که باد برگهای زرد را میان جمع پراکنده حاضران میچرخاند، پیکر همایون ارشادی به خاک سپرده شد. مراسمی بیهیاهو، بیفلاش دوربینها و بدون حضور خیل هنرمندانی که روزی در کنار او عکس یادگاری گرفته بودند. سکوت سنگینی بر فضا حاکم بود؛ سکوتی که نه تنها از جنس اندوه، بلکه از جنس فراموشی بود.
همایون ارشادی، بازیگری که با چهره آرام و صدایی موقر شناخته میشد، از نسل هنرمندانی بود که از شهرت فراتر میرفتند و به وقار و اندیشه متکی بودند. او بازیگر نمایشهای پرادعا نبود؛ بلکه حضورش در قاب هر فیلم، معنایی از سکوت و تفکر را به تصویر میکشید. اما امروز، در روز بدرقهاش، آن همه وقار با جمعی اندک همراه شد. از مسئولان سینمایی و مدیران فرهنگی خبری نبود و حتی چهرههای مشهور و پرادعای سینمای ایران هم ترجیح داده بودند در قابهای گرم شبکههای اجتماعی بمانند تا در سرمای تشییع، کنار یاران قدیمیشان حاضر شوند.
