
تصور میشود هرکس در عرصه رسانه دیده میشود، الزاماً باید متخصص رسانه هم باشد؛ در حالی که میدان رسانه، بیش از هر چیز، میدان «اثرگذاری» است.
یادداشت مهمان، محمد شاهی: در سالهای اخیر، واژه «فعال رسانه» به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات فضای عمومی تبدیل شده است؛ واژهای که هم در ادبیات رسمی شنیده میشود، هم در همایشها و نشستها و هم در تحلیلهای فضای مجازی. اما مسئله از جایی آغاز میشود که این عبارتِ عام، بهتدریج با «متخصص رسانه» یا حتی «مدیر رسانه» یکسان فرض میشود؛ در حالی که این سه، نهتنها مترادف نیستند بلکه هرکدام سطح و کارکرد متفاوتی دارند.
وقتی از «جمع فعالان رسانه» صحبت میکنیم، لزوماً درباره گرونه این نیست که بگوید «اینها نباید باشند»؛ هنر مدیریت رسانه این است که بتواند این ظرفیتها را در مسیر درست هدایت کند، برایشان چارچوب بسازد و از قدرت نفوذشان در راستای اهداف کلان استفاده کند.
شاید بتوان مسئله را با یک مثال روشنتر توضیح داد. فرض کنید همایشی با عنوان «فعالان عرصه بازیگری» برگزار میشود. در این همایش، یک بازیگر باسابقه و استاد هنرهای نمایشی کنار یک بازیگر جوان تئاتر دانشجویی نشسته است. آیا باید اصل حضور بازیگر جوان را زیر سؤال برد و گفت چرا او کنار اساتید قرار گرفته؟ یا باید پذیرفت که این عنوان، طیفی از افراد را در بر میگیرد و هنر مدیریت فرهنگی، هدایت همین طیف متنوع است؟ فعال رسانه هم دقیقاً چنین وضعیتی دارد. این عنوان، یک چتر عمومی است؛ نه نشان تخصص مطلق.
