اکنون دورهای است که مردم، فیلمِ اسپیلبرگ را نگاه میکنند، امّا جدی نمیگیرند. جدی گرفتن، یعنی: به خاطر سپردن؛ و نه تقدیر شدن.
سوره سینما – محمد حائری : شاید بتوان تمامیِ فیلمِ اسپیلبرگ را در این جملهی جاسوسِ روس خلاصه کرد که با خونسردی، از فایدهدار بودن، سخن میگوید. جملهی ایبل(مارک رایلنس)، که با فراغِ بال بیان میشود؛ واکنشی در موردِ عدمِ نگرانی است. امّا طرفه آن است که برای خودِ فیلم هم مصداق داشته و به کلِ فیلم، قابلِ تعمیم است.
اصولاً چه فیلمی فایدهدار است؟ یا به تعبیرِ بهتر: چه فیلمی به درد میخورد؟ آیا فیلمی که شبیهِ صَرفِ یک چایِ عصرانه باشد، به کار میآید؟! چایِ عصر، مختصر است و جالب و گذرا. پل جاسوسها هم جالب است. چون جذابیتی در درام دارد که تماشاگر را به دنبالِ خود میکشاند. البته، مختصر نیست و زمانی دو ساعت و بیست دقیقهای دارد. امّا پس از پایانِ فیلم، شبیهِ همان چای است: گذرا و فراموش شونده و فرداْروزی، چایِ دیگر!
