
اندیشه سیاسی و اجتماعی صدرالدین محمد شیرازی، مشهور به ملاصدرا، را نمیتوان جدای از منظومه فلسفی او یعنی «حکمت متعالیه» درک کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، اندیشه سیاسی و اجتماعی صدرالدین محمد شیرازی، مشهور به ملاصدرا، را نمیتوان جدای از منظومه فلسفی او یعنی «حکمت متعالیه» درک کرد. برخلاف برخی تصورات رایج که فلسفه صدرایی را صرفاً ذهنی و انتزاعی میپندارند، این نظام فکری دارای امتدادهای جدی در ساحت حیات اجتماعی و سیاسی است. ملاصدرا با پیوند زدن میان برهان، عرفان و قرآن، مدلی از سیاست را ترسیم میکند که در آن، اداره جامعه ابزاری برای تعالی روح و حرکت جوهری انسان به سوی کمال است. در واقع، سیاست مدن در نگاه او، بخشی از «اسفار اربعه» و سفری از سوی حق به سوی خلق برای وی از حق و مشارکت در خیر عمومی برای رسیدن به کمال.
در نهایت، اندیشه سیاسی ملاصدرا را میتوان «سیاست متعالیه» نامید؛ نظامی که در آن امر قدسی و امر عرفی در هم تنیدهاند. این تفکر تأثیر شگرفی بر جریانات بعدی در جهان اسلام، از جمله نهضتهای بیدارگرایانه و ساختارهای فقهی-سیاسی معاصر داشته است. ملاصدرا با پیوند دادن عقل، وحی و شهود، الگویی از زیست جمعی ارائه میدهد که در آن هدف نهایی، نه فقط بقای فیزیکی، بلکه «حیات طیبه» و تقرب به ساحت قدس الهی است. این گزارش نشان میدهد که حکمت صدرایی ظرفیتهای بالایی برای پاسخگویی به پرسشهای بنیادین حوزه اجتماع و سیاست دارد، مشروط بر آنکه امتدادهای عملی آن به درستی استخراج و تبیین گردند.
