
اقتصاد۲۴- کیفیت سفره خانوادههای ایرانی همچنان نزولی است و در این ۴ ماهی که از فعالیت دولت چهاردهم گذشته هم، این سفره پرخاصیتتر نشده است. دلیل بیرمقی سفرهها هم معلوم است؛ گرانی. خانوادهها و به خصوص، مردمی که صاحب فرزند خانهنشین یا مستاجر یا متاهلند، برای سر به سر کردن درآمد و مخارج، در حذف غیرضروریها که هیچ، در فهرست ضروریها هم ناچار به کسر و تعدیل شدهاند تا برای خوراک؛ این نیاز اولیه بقا، جوابی داشته باشند اگرچه که این جواب الزاما، جواب درخور و مناسبی هم نیست ولی حداقل، شکم را سیر میکند … اول از هشدارهای دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت شروع شد، وقتی اوایل دهه ۱۳۹۰ از استانهای کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان و خوزستان به عنوان ۵ استان دچار «ناامنی غذایی» اسم برد. کمی بعدتر و از نیمه دهه ۱۳۹۰ به دنبال اوج گرفتن موج تورم، روسای اتحادیههای تولید و تامین مواد غذایی، با لحن محافظهکارانهای از «کاهش مصرف لبنیات» خبر دادند. از نیمه ۱۴۰۰ وقتی سیلاب گرانی، تمام درآمد خانوار را بلعید، اتحادیههای تولید و تامین مواد غذایی، محافظهکاری را کنار گذاشتند و به صراحت از شواهد موید گرسنگی مردم به دلیل حذف کردن مواد غذایی مفید میگفتند.
این شواهد که هیچگاه هم انکار نشد، گزارشهایی از کاهش عرضه، کاهش تقاضا، کاهش فروش گوشت قرمز، شیر و ماست و پنیر، تخممرغ، ماهی و مرغ، میوه و صیفیجات بود؛ همان اقلامی که به دلیل ویتامینها و پروتئینهای مفیدشان و نقشی که در حفظ سلامت و پیشگیری از بیماریها ایفا میکنند، در ردیفهای دوم تا چهارم هرم غذایی قرار گرفتهاند. به دنبال این شواهد، دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت هم، گزارش خود را تکمیل و اعلام کرد که به فاصله ۵ سال، به تعداد استانهای دچار ناامنی غذایی اضافه شده و حالا باید برای رفع سوءتغذیه اهالی استانهای بوشهر و ایلام و خراسان جنوبی هم تدبیرهای فوری اندیشیده شود.
طی سه سال اخیر اما، نه تنها در قبال گزارش دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت و شواهد اعلام شده از سوی اتحادیههای تولید و تامین مواد غذایی، جواب مناسبی ارایه نشد، تداوم گرانیها به وضع بدتری منجر شد؛ کاهش ۵۰ الی ۶۰ درصدی سرانه مصرف میوه، کاهش ۸۰ کیلویی سرانه مصرف شیر و لبنیات، کاهش ۵۰ درصدی سرانه مصرف گوشت قرمز، کاهش ۷ کیلویی سرانه مصرف گوشت مرغ، کاهش ۶۰ درصدی سرانه مصرف گوشت ماهی، کاهش ۱۵ کیلویی سرانه مصرف برنج و… این اعدادی بود که اتحادیههای تولید و تامین مواد غذایی بر اساس افت فروش و تولیداتشان در سال ۱۴۰۲ اعلام میکردند و میگفتند که روند کاهش و حذف مواد غذایی مفید که از نیمه دهه ۱۳۹۰ آغاز شده بوده، در طول ۷ سال ادامه پیدا کرده است. در کنار این اعداد که واقعیتهای کف بازار بود، «سبد غذایی خانوار» که زمستان پارسال توسط معاون وزارت بهداشت ابلاغ شد، در محاسبه میانگین مصرف روزانه ۱۳ گروه ماده خوراکی (نان، برنج، میوهها، سبزیجات، گوشت قرمز، گوشت سفید، قند و شکر، سیبزمینی، روغنهای نباتی، ماکارونی، حبوبات و مغزها، لبنیات و تخممرغ) کالری مورد نیاز یک فرد بزرگسال را کاهش داد تا با پوشش «حفظ سلامت از طریق دریافت کمتر مواد غذایی» توجیهی برای گرانیهای منجر به کاهش قدرت خرید مردم بتراشد.
بیشتر بخوانید: تقلا برای جان هامون؛ بازخوانی پرونده مناقشه آبی ایران و افغانستان به بهانه اکران مستند من هامونم
