نگرانی یک انسان
حتی ناامیدی او در مورد ارزش زندگی
یک ناراحتی وجودی است
اما به هیچ وجه یک بیماری روانی نیست
تعریف و تحسین اگر به درستی انتخاب نشود
میتواند به اندازه انتقاد به عزت نفس کودک آسیب بزند
شاید همه ما تاریکی در درون خود داشته باشیم
و برخی از ما بهتر از دیگران با آن مقابله کنیم
زندگی فرصتی است طلایی
که به انسان امکان میدهد تا کاملا از آن بهرهبرداری کند
درواقع زندگی در هر فرصت
گره ای به دست انسان می سپارد که باید آن را گشود
باید بدانیم که عشق شرافتمندانه به خویشتن
با خودخواهی فرق دارد
عشق به خویشتن یعنی
احساس صحیح احترام به خودمان
در دنیایی که پیوسته می کوشد
تا تو را به چیز دیگری تبدیل کند
خود بودن مهمترین دستاورد است
اساسیترین نیاز ما عاشق شدن نیست
بلکه صادقانه مورد عشق فرد دیگری قرار گرفتن است
عشقی که بر پایه منطق و انتخاب است نه غریزه
من نیاز دارم مورد عشق فردی قرار بگیرم
که خودش انتخاب کرده است که عاشق من باشد
هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد
میل ابراز وجود بیشتر میشود و غنای درون مان را بیشتر به نمایش می گذارد
و هر چه عزت نفس مان کمتر باشد
میل بیشتری به اثبات خود داریم
تمام عمر به بچههایم کتابهای خوب دادم بخوانند، به آنها گفتم که همیشه خوبی بر پلیدی غلبه میکند. اما زندگی هیچ ارتباطی با کتابها ندارد.
بزرگترین ترس ما در برابر مرگ درد نیست. آنچه ما را میترساند این است که باید کسانی را که دوست داریم بگذاریم و بهتنهایی راهی سفر شویم.
میزان آزادی فردیای که مردمی میتوانند به دست بیاورند و حفظ کنند، به درجه بلوغ سیاسی آن مردم وابسته است.
تصور مرگ یک نفر آسانترست تا مرگ صد نفر، یا هزار نفر. مصیبت وقتی تکثیر بشود انتزاعی میشود. آدم از چیزهای انتزاعی کمتر ناراحت میشود.
بیشتر مردم به ترسها و حماقتهایشان زنجیر شدهاند و جرات ندارند بیطرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگیشان چیست. بیشتر آدمها همینطور زندگیشان را بیهیچ رضایتی ادامه میدهند بدون این که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه نارضایتیشان از کجاست یا بخواهند تغییری در زندگیشان ایجاد کنند. سر آخر میمیرند در حالی که هیچچیز در قلبشان نیست.
کتاب مهم همیشه زنده میماند، با ما بزرگ میشود و با ما پیر میشود و هرگز نمیمیرد. زمان بارورش میسازد و تغییرش میدهد، در حالی که کتابهای بیاهمیت به حاشیه تاریخ میروند و محو میشوند.
یک نظام بهتر خودبهخود تضمینی برای یک زندگی بهتر نیست. در واقع برعکس: فقط با ایجاد یک زندگی بهتر است که یک نظام بهتر پرورانده میشود.
اگر یاد بگیریم به خودمان متکی باشیم بهنحوی که دیگر وابسته تایید دیگران نباشیم میتوانیم از شدت احساس تنهاییمان بکاهیم.
هیچوقت بابت عشقهایی که نثار دیگران کردهاید
ذرهای برای عشق شما ارزش قائل نبودهاند، افسوس نخورید
قبل از آن که بتوانیم انتخابهای خوبی بکنیم،
تئوری انتخاب : ویلیام گلاسر
در داشتن و به دست آوردن
شادى فقط
یک عمر در انتظاری تا بیابی
و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز “خودت” بوده ای!
من پرنده نیستم و هیچ دامی مرا گرفتار نمیکند. من انسانی با اراده مستقل هستم و اکنون از این اراده برای ترک تو استفاده میکنم.جین ایر، شارلوت برونته
بهترین روزگار بود، بدترین روزگار بود، عصر خرد بود، عصر حماقت بود، دوران ایمان بود، دوران ناباوری بود، فصل نور بود، فصل تاریکی بود، بهار امید بود، زمستان ناامیدی بود.داستان دو شهر، چارلز دیکنز
میخواستم ببینی شجاعت واقعی چیست. اینکه مردی تفنگ در دست بگیرد نشانه شجاعت نیست. شجاعت واقعی آن هنگام است که قبل از شروع میدانی ترسیدهای، اما بههرحال شروع میکنی و برایت اهمیتی ندارد که چه پیش میآید و تو آن را به پایان میرسانی. تو همیشه برنده نیستی، اما بعضی وقتها هم برنده خواهی شد.کشتن مرغ مینا، هارپر لی
بعضی مواقع باید ایستاد، یک نگاه به دور و بر انداخت،
ارزش اش را لااقل برای خودت از دست داده باشد.
هرچه میبینی بخشی از جهان پیرامون توست …
دنیای سوفی : یوستین گردر
همه ی ما آرزوی چیزی را داریم که از دست داده ایم.
ارباب زمان : میچ آلبوم
ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم.
اما به این میارزد که خودمان باشیم.
طوفان که فرونشست، يادت نمی آيد چي به سرت آمد و چه طور زنده ماندهای!
اما يک چيز مشخص است…
باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد.
باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.
فقط با کسانی بحث کنید که میدانید آنقدر عقل و عزت نفس دارند که حرفهای بیمعنی نمیزنند،
و آنقدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباه بودنشان را قبول میکنند…
