
در جنگ هشتساله و پیش از آن، در مبارزات مردم در نهضت امام خمینی (ره) که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد و اگر همینطور بخواهیم به ماقبلترها اشاره کنیم، در جایجای تاریخ این کشور از مشروطه تا صدر اسلام، از حمله قوای روس و انگلیس به شهرهای جنوبی و شمالی کشور تا قیام سربداران، همواره فرزندان این خاک برای دفاع از آن و برای دفاع از آرمانهایشان، جانشان را فدا کردهاند و مادران نیز در سوگ فرزندان نشسته و پایداری کردهاند. دوره دفاع مقدس، باشکوهترین این تصویرها را رقم زده است که مادرانی با دادن چند فرزند در راه خدا، مقاوم ایستادند و زبان به گِله و شکایت باز نکردند. کتاب «ام علاء» حکایت یکی از همین مادرهاست.
بانو فخرالسادات طباطبایی، دختر آیتالله سید محمدجواد طباطبایی و همسر آیتالله سید حسن قبانچی، نه تنها مادر چهار شهید که همسر شهید و خواهر شهید هم بود. دامادش نیز به دست نیروهای بعث به شهادت رسید. او که ایرانیالاصل بود و در عراق متولد شده و رشد کرده بود، به رسم عرب، به واسطه اینکه اولین فرزندش علاء بود، همه او را با کنیه «ام علاء» صدا میکردند.
«ام علاء» روایت زندگیامالشهداء فخرالسادات طباطبایی است. حکایت مادری است که نه تنها برای فرزندان خود که به گفته هرکه او را میشناخت، برای همه مادر بود. فرقی هم نداشت که بزرگتر باشند از او یا کوچکتر. سنگ صبوری بود که غصه همه را شنوا میشد و آغوش پرمهری که برای دیگران باز بود تا سر بر زانوانش بگذارند و دست نوازشش را لمس کنند.
