۰۸:۴۷ – ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
این مطلب به مناسبت روز خبرنگار به زندگی اولین خبرنگار ایرانی پرداخته است.
باشگاه خبرنگاران جوان – سوژه این مطلب «خبرنگار» و روز خبرنگار است و محتوایش هم میتوانست مثلاً «قرار گرفتن یا نگرفتن خبرنگاری در فهرست مشاغل سخت و زیانآور» باشد، منتها از آنجا که دستکم دو یا سه سال است و هر سال به مناسبت روزخبرنگار، در همین باره نوشتهایم و میخ آهنین گزارشها و گلایههای اصحاب رسانه در سنگِ مسئولان تأمین اجتماعی، وزارت کار و… بقیه مسئولان فرونرفته و اثر نکرده و حتی سال گذشته وزیر کار خطاب به اصحاب رسانه فرمودند: «شما واقعاً فکر میکنید خبرنگاری مثل معدن شغل سخت و زیانآور است؟» بنابراین اجازه بدهید دیگر کام شما را تلخ و خودمان را خسته نکنیم؛ یعنی ضمن اینکه قول میدهیم هرگز خودمان را با معدنچیان عزیز مقایسه نکنیم، کمی درباره زندگی و زمانه اولین خبرنگار و روزنامهنگار ایرانی مینویسیم. این طوری شما مخاطبان عزیز، طی خواندن سرگذشت «میرزا صالح شیرازی» با سود و زیانهای خبرنگاری آشنا میشوید!
فرزند حاج باقر کازرونی
در میان همه فراز و فرودهای زندگی «میرزا صالح» تا دوران جوانی اگر هم چیز دندانگیری وجود داشته، در تاریخ ذکر نشده و انگار کسی در بارهاش چیزی ننوشته است. در واقع مهمترین فراز زندگی فرزند «حاج باقر کازرونی» همان دوران روزنامهنگاری و نویسندگیاش است. «عباس میرزا» در دوران حاکمیت بر تبریز ۶ نفر را راهی دیار فرنگ میکند که از جمله آنها جوانی زبر و زرنگ و تیزهوش و البته اهل قلم به نام «میرزا صالح» است. با توجه به روحیات و افکار «عباس میرزا» مشخص است که این سفر برای گشت و گذار و خوشگذرانی چند نورچشمی حکومتی نیست. یکی به دنبال علم طب، دیگری دنبال فن و فنون مختلف و «میرزا صالح» هم که ذوق نویسندگی دارد و علاقهمند به دستگاههای چاپی که تعریفش را شنیده؛ اما از نزدیک آنها را ندیده است. میگویند نخستین دستگاه چاپ را پس از بازگشت با خود به ایران میآورد و زمانی که «عباس میرزا» از او درباره دیدهها و شنیدههایش در اروپا میپرسد، جوان کازرونی از روزنامههای رایج در انگلستان میگوید و… بازهم برخیها نوشتهاند: «عباس میرزا هم پس از آشنا شدن با روزنامه، گفت چرا ما چنین چیزی نداشته باشیم و اینگونه شد که اولین روزنامه ایرانی به دستور او و با مدیریت میرزا صالح شیرازی در تهران منتشر شد».
