ریاکاری در چه جامعهای «مشروعیت» پیدا میکند؟
۱۱:۲۷ – ۲۳ آبان ۱۴۰۴
باشگاه خبرنگاران جوان – ریاکاری، که در زبان عامه با عناوینی، چون «دورویی» و «نفاق» شناخته میشود، پدیدهای است که در طول تاریخ تمدن بشری و در هر دو ساحت فردی و اجتماعی، همواره مورد تأمل اخلاقی، دینی و روانشناختی بوده است. از منظر لغوی، «ریا» از ریشه «رؤیت» به معنای دیدن و «نمایش دادن» میآید و در اصطلاح، عبارت است از نمایشدادن و تظاهر به عمل نیک یا داشتن شخصیتی مثبت، با انگیزهی کسب منزلت، جاه و شهرت در میان مردم، در حالی که باطن و کردار در خلوت فرد چیز دیگری است. ریشهی اصلی این معضل اخلاقی، «حب جاه» و «عشق به مقام» و یا ترس از برخوردهای اجتماعی یا از سوی افراد صاحب قدرت است که فرد را وادار میکند تا برای دستیابی به منافع دنیوی یا اجتماعی، از حقیقت باطنی خود فاصله بگیرد.
اما بررسی وضعیت ریاکاری، فراتر از یک قضاوت صرفاً اخلاقی است و باید آن را بهعنوان یک معضل حاد در ساختار روان انسانی تحلیل کرد. ریاکاری نتیجهی یک شکاف عمیق است؛ شکافی میان «هویت نمایش داده شده» و «هویت واقعی و درونی». این دوگانگی نه تنها بر سلامت روان فرد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به کار خیر میکنم، پس اثر کارم مثبت است.»
فرد ریاکار، آگاهانه یا ناخودآگاه، معرفت و دانش به حقیقت را در مورد باطن اعمالش سرکوب میکند. این سرکوب میل درونی و تظاهر مداوم، در واقع یک تلاش سهمگین برای یکپارچهسازی کاذب رفتار و گفتار است تا دیگر تضادی باقی نماند. این فرد در عمل انتخاب میکند که واقعیت درونی خود را نشناسد تا مجبور به پذیرش ریاکار بودن خود نباشد.
ریاکاری یک پدیدهی چندوجهی است که ریشههای آن در حب جاه و کسب منزلت قرار دارد و در روان انسانی با پدیدهای به نام ناهماهنگی شناختی تبلور مییابد. ریاکار، برای فرار از رنج ناشی از این ناهماهنگی و حفظ تصویر بیرونی خود، به خودفریبی متوسل میشود. این خودفریبی به واسطهی سوگیری خودبرتربینی و عقلانیسازی مداوم اعمال او تقویت میگردد، تا جایی که ممکن است فرد دیگر آگاهانه دچار عذاب وجدان نباشد، چرا که در دروغی که برای خود ساخته، غرق شده است.
منبع: مهر
منبع :باشگاه خبرنگاران جوان
