
«خانههای مجردی» که روزگاری تنها متعلق به دانشجویان غریب یا کارگران فصلی بود، امروزه به انتخاب آگاهانه بخشی از طبقه متوسط، نخبگان و شاغلان تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، در ادبیات کلاسیک جامعهشناسی ایران، «خانه» همواره به معنای کانون تجمع نسلی، محل تلاقی سنتها و نماد پیوستگی خانوادگی تعریف میشد. اما در دههی اخیر، سیمای شهرهای بزرگ ایران با پدیدهای روبرو شده که نظم سنتی سکونت را به چالش کشیده است؛ افزایش «خانههای مجردی».
این واحدها که روزگاری تنها متعلق به دانشجویان غریب یا کارگران فصلی بود، امروزه به انتخاب آگاهانهی بخشی از طبقهی متوسط، نخبگان و شاغلان تبدیل شده است. درصددیم به کالبد در فضاهای عمومی (کافهها و پاساژها) یا پناه بردن به روابط ناپایدار روی بیاورند. تنهایی خودخواسته، تیغ دو لبهای است که یک سوی آن آزادی و سوی دیگرش، اضطراب وجودی است.
افزایش خانههای مجردی در ایران، نه لزوما یک انحراف فرهنگی، بلکه پاسخ طبیعی نسل جدید به تغییرات ساختاری جهان مدرن است. ما نمیتوانیم با ابزارهای سنتی به جنگ پدیدهای برویم که ریشه در تغییر پارادایم هویت دارد.ایران فردا، جامعهای است که در آن الگوهای زیستی بسیار متنوعتر از گذشته خواهد بود. چالش اصلی، نه حذف خانههای مجردی، بلکه ساختن نوعی از «اجتماع» است که در آن فردیت انسانها محترم شمرده شود، اما هیچکس در حصار دیوارهای خانهی خود، تنها و بیپناه نماند.
