به گزارش بولتن نیوز، از ورای این روز نگارهای نویسنده است که
میتوان رهیافتی به اندیشهها و افکار نویسنده جست. گاه نویسنده از
خواستهها و رویاهایش و آنچه میتواند آزارش دهد یاد میکند:” به نظر بسیار
وحشتناک میآید که مجرد باشی ، پیر مردی بشوی که تلاش در حفظ شأن خویش
دارد، حال آنکه دعوتی را به التماس میطلبد و هرگاه که بخواهد شبی را در
جمع یاران به سر آورد ، ناچار شوی غذایت را خودت به خانه ببری نتوانی با
احساس اطمینان آسایش خاطر در انتظار کسی باشی …”
گاه از دلبستگیهایش به نمایش میگوید و
در قامت یک نقاد تئاتر جلوه میکند و گاه سرخوردگیهای خود را از محیط
زندگیاش به قلم میآورد:”امشب دو باره درونم از تواناییهای سرکوفتهی
اضطراب آوری مالامال شده .
گاه نیز از عقاید دینیاش و جامعه یهودی
کشورش حرف میزند”بر طبق قبالا (آئین عرفان یهودیان)، در روز جمعه اشخاص
متدین روحی تازه، لطیفترو کاملاً الهی مییابند که تا غروب روز شنبه با
آنان باقی میماند” و گاه نوشتن را هنری مییابد برای تخلیه درونی ” حالا و
از امروز بعد از ظهر تا به حال، بیقرار نگارش تمامی نگرانیها و بیرون
ریختن آنها از درونم هستم، نگارش آن در عمق کاغذ درست و همان طور که از
اعماقم برمیخیزند، با یادداشت کردنشان به شیوهای که میتوانستم آنچه را
نوشتهام کاملاً به درونم بکشم…”
