در کتاب بزرگداشت رویا تیموریان دکتر علی رفیعی برای تیموریان نوشت…
آرام قدم به صحنه می گذارد. اما آرامش او ظاهری بیش نیست. ترس است یا
اضطراب؟ شاید هم جوششی حامل یک جوشش و انقلاب؟ عین کوه آتش فشانی که پیش از
برون ریختن گداخته هایش، پیش از دهن باز کردن، غرشش را تدارک می بیند.
هنوز نیامده، تماشاگر را مسحور می کند. چه خوب می داند فضای صحنه را چگونه
اشغال کند، چه خوب بلد است متن را چگونه ادا کند. از همه مهم تر، چه خوب می
تواند کلمات را با بدنش بگوید. من کار گردان، از او بیشتر نمی خواهم.
