جنگ تحمیلی سوم، فقط موشک و انفجار و دود نبود، بلکه بیبرنامگی آموزش را هم عریان کرد. این جنگ نشان داد مدیریت بحران در آموزشوپرورش تا چه اندازه دکوری است
جوان آنلاین: جنگ تحمیلی سوم، فقط موشک و انفجار و دود نبود، بلکه بیبرنامگی آموزش را هم عریان کرد. این جنگ نشان داد مدیریت بحران در آموزشوپرورش تا چه اندازه دکوری است. کافی بود در هر خانه، یک دانشآموز باشد تا آشفتگی را با پوست و استخوان لمس کنند. در حالی که پیش از آغاز جنگ، گفته میشد که ممکن است مدارس مجازی شوند، اما انگار که هیچکس واقعاً برای آن روز آماده نبود. بدون شک آموزش مجازی میتوانست ثمربخش باشد، اگر پیشتر، تصمیمی مؤثر گرفته میشد و اگر آقایان مسئول، ظرفیت فراموششده رسانه ملی را جدی میگرفتند.
بیتردید تلویزیون، فقط ابزار سرگرمی نیست. میتواند به بزرگترین کلاس درس کشور تبدیل شود. میتواند آموزش را از انحصار جغرافیا خارج کند. آن وقت دانشآموز یک روستای دورافتاده، همان آموزشی را ببیند که دانشآموز بهترین مدرسه پایتخت میبیند. این یک رؤیای دستنیافتنی نیست، بلکه امکانی است که سالهاست کنار دستمان خاک میخورد.
مدرسه تلویزیونی اگر درست طراحی میشد، میتوانست به یک مکمل قدرتمند آموزشی تبدیل شود، نه فقط در روزهای جنگ و بحران، بلکه حتی در شرایط عادی، اما آنچه تا امروز دیدهایم، بیشتر شبیه رفع تکلیف بوده تا یک پروژه ملی. برنامههایی کمرمق، بدون معرفی درست، بدون پیوند واقعی با نظام آموزشی و بدون جذابیتی که دانشآموز را پای صفحه نگه دارد. طبیعی است که مخاطب هم از آن فاصله بگیرد. مسئله اما، فقط پخش چند درس از تلویزیون نیست. مسئله، ساختن یک کفِ باکیفیت برای آموزش در سراسر کشور است. وقتی میدانیم که کلاسهای درس عمدتاً پرجمعیت و بیش از استاندارد است، وقتی میدانیم امروز کیفیت آموزش، از مدرسهای به مدرسه دیگر و از کلاسی به کلاس دیگر، تفاوتی فاحش دارد. پس بدون شک مدرسه تلویزیونی میتواند این شکاف را کمتر کند. میتواند یک چارچوب استاندارد بسازد، یک حداقل مطمئن برای همه دانشآموزان این مرز و بوم. در چنین مدلی، مدرسه حذف نمیشود، بلکه تقویت میشود. معلم همچنان نقش اصلی را دارد، اما دیگر آینده دانشآموز کاملاً وابسته به شانس داشتن یا نداشتن یک معلم خوب نیست. اگر مدرسهای امکانات بیشتر، معلمان خلاقتر یا مدیر توانمندتری داشت، طبیعتاً میتواند فراتر برود، اما مهم این است که هیچ دانشآموزی از حداقل آموزش باکیفیت محروم نمیماند.
مهمتر اینکه اجرای چنین طرحی، آنقدرها هم پرهزینه و غیرقابل تأمین نیست. خیرین مدرسهساز هر سال حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان صرف ساخت مدرسه میکنند، عددی بزرگ و قابل احترام، اما تولید محتوای آموزشی حرفهای برای میلیونها دانشآموز، در مقایسه با این ارقام، هزینه سنگینی ندارد. چه بسا آنکه وقتی میلیونها دانشآموز میتوانند از آن استفاده کنند، اثری به مراتب مؤثرتری دارد. از سوی دیگر، تولید محتوای آموزشی استاندارد، میتواند بخشی از فشار فرساینده را از دوش معلمانی بردارد که در کلاسهای پرجمعیت، با کمترین امکانات، بار آموزش را به تنهایی حمل میکنند.
