
ترافیک سنگین بزرگراهها، بحثهای مسافران خسته مترو و تاکسی درباره گرانی بنزین، تورم، اجارهخانهها و دغدغههای پایانناپذیر روزمره؛ این تصویر آشنای هر روزه ما در کلانشهرهای دودگرفته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: وقتی در میان شلوغیهای شهر، چشممان به جملهای از یک وصیتنامه میافتد، انگار ترمز دستی ذهنمان کشیده میشود، زمان متوقف میشود و کسی از ابدیت با ما سخن میگوید. وصیتنامه شهدا، درست در همین نقطه است که فراتر از یک متن ساده یا یک یادگاری خانوادگی، نقش یک «رسانه» تمامعیار را بازی میکند؛ رسانهای بیبدیل، بدون پارازیت و بدون محدودیت زمانی که از دهه ۶۰ تا امروز، از خاکریزهای تفتیده شلمچه تا ویرانههای حلب و همین خیابانهای تهران، پیام خود را با بالاترین وضوح ممکن مخابره مify”>ماندگاری خیرهکننده این رسانه به دلیل جوهر حقیقی آن است؛ جوهری که با خون نوشته شده، با اخلاص درآمیخته و با گذر زمان و تغییر نسلها هرگز رنگ نمیبازد. تا زمانی که انسان در جستوجوی معنا، تشنه حقیقت و نیازمند الگویی برای زیستن فداکارانه و شرافتمندانه است، این رسانه منقضی نخواهد شد. وصیتنامه شهدا، صرفا کلماتی جامانده در تونل زمان و متعلق به گذشته نیستند؛ آنها فانوسهایی همیشه روشن در مسیر تاریک آیندهاند که در هر پیچ خطرناک تاریخی، راه را از بیراهه نشان میدهند. در هیاهوی روزمره تهران، در میان بوق ماشینها و دغدغههای تمامنشدنی اقتصادی، شاید تنها چیزی که بتواند ما را ولو برای چند دقیقه به «تنظیمات کارخانه انسانیت» برگرداند و غبار از روحمان بشوید، خوانش دوباره همین سطرهای بیتکلف اما بینهایت عمیق باشد؛ کلماتی که شهادت، زمان و مرزها را دور زدند تا به دست ما برسند.
