جملات زیبا درباره توانایی انسان؛ متن انگیزه بخش درباره توانایی افراد

همه ی تنش ها شویم،

وقتی به خودمان این

همه ی تنش ها شویم،

اگر همه انسان ها

دیگر کسی حسرت زندگی دیگری ار نمی خورد…

تو می‌توانی هرگونه “بودن” را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.

با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد

برو کارگر باش و امیدوار

نبوغ هم نمی تواند چای پشتکار را بگیرد.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی

تلاش نکن که عشق را بفهمی

هیچ وقت
درخواست چیزی را نکن
که خودت
قدرت بدست آوردنش را داری.

تقریبا همه آدم ها در مقابل سختی می ایستند،
اما اگر خواستی شخصیت کسی را بیازمایی به او قدرت بده.

شناختن دیگران زیرکی است
شناختن خود حکمت واقعی است.
تسلط بر دیگران قدرت است
تسلط بر خود قدرت واقعی است.

قدرت مردم را فاسد نمی کند
مردم قدرت را خراب می کنند.

معیار اندازه گیری یک انسان کاری است
که با قدرت انجام می دهد.

انسان‌ها زندانی سرنوشت خود نیستند

فرزندم! تو می‌توانی هرگونه “بودن” را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.

با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی‌معنی است،

بازدارنده ترین کلمه ” ترس” است … با آن مقابله کن.

پوچ ترین کلمه ” طمع” است … آن را بکش

فرق آدم با خلایق در دل است

قدرت فکرش بود بی انتها

ای نسخه اسرار الهی که تویی
و ای آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
از خود بطلب آن چه خواهی که تویی

پرده ها را بکشید نور کم است
من از این تاریکی می ترسم
گر که یک روزنه پیدا نشود
زهر تدریجی تاریک مرا خواهد کشت
پرده ها را بکشید دست توانایی نیست؟
دستها معلولند دستها بیمارند
دستها نور ندیدند که در تاریکی
فکر یک روزنه باشند میان پرده
لمس دستان ضعیف و رنجور
کالبد خسته و مجروحم را به تکاپو به حیات اجبار باز وا میدارد
من از این لمس ملال آور تلخ سخت وحشت دارم
دستهای بی رنگ به تلنگری فرو می ریزند
از میان حفره های با اصالت دستانم
چه کسی کنار هم …

پشتکار و سماجت خودشان قادر مطلق هستند

پشتکار یعنی مواجه شدن با ترس ها

ز راستی نبود خجلتی گشاده جبین را

به پیچ و تاب کمر نیست رحم کوه سرین را

عدالت و قدرت باید در کنار یکدیگر باشند، تا هر چیزی که عادلانه است قدرتمند باشد، و هر چیزی که قدرتمند است عادلانه باشد…

میدونی
من دلم نمیخواد وقتی شصت ساله شدم به روزهایی که هدر دادم غبطه بخورم.
دلم نمیخواد به این فکر کنم که چرا بخاطر جنسیتم نتونستم تو شلوغ ترین نقطه شهر قهقهه بزنم.
یا چرا به خاطر حرف مردم عشق اولم رو پنهون کردم و آخرشم بوسیدم و گذاشتمش کنار.
دلم نمیخواد تو آخرین روزای شصت و یک سالگیم روی صندلی چوبیم تاب بخورم و در حالی که دارم کورکورانه آخرین ردیف از شال گردن نوه ام رو می بافم به این فکر کنم که چرا از قدرتی که تو جوونیم داشتم استفاده نکردم!

غرور بهت قدرت میده ،
ولی شادیاتُ ازت میگیره ..
و من حاضرم شاد نباشم

قدرت
نه دست هیتلر است
و نه دست تمام کسانی که جنگ به پا می کنند
قدرت دست کسی ست
که می فهمد دوستش داری …

در مقابل موانع خود ایستادگی کن و در موردشان اقدامی انجام بده. متوجه خواهی شد که آن ها نیمی از قدرتی که فکر می کنی دارند را هم ندارند…

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *