
اقتصاد۲۴-با افزایش نرخ تورم، کنترل قیمتها بهعنوان راهکاری احتمالی مطرح شده است. تصور بر این است که اگر قیمتها رو به افزایش باشند، کافی است افزایش آنها را غیرقانونی اعلام کنیم تا مشکل برطرف شود. ظاهرا بسیار ساده به نظر میرسد. گویی باید قوانین عرضه و تقاضا را نیز لغو کنیم!
مشکل استفاده از کنترل قیمتها برای مقابله با تورم این است که این سیاستها موثر نیستند. بسیاری از کشورها این روش را آزمودهاند و نتیجهای نگرفتهاند. در واقع، این سیاستها معمولا وضعیت را بدتر میکنند. برای درک چرایی این موضوع، ارائه یک تحلیل نظریِ قیمت از این مساله میتواند مفید باشد. بنابراین، بیایید بررسی کنیم که وقتی دولتها حداکثر قیمت قانونی یا سقف قیمت را برای کالایی خاص وضع میکنند، چه اتفاقی میافتد
برای این منظور، بیایید به ماهیت بنیادین مبادله بپردازیم. مصرفکنندگان تمایل مشخصی برای پرداخت وجه در ازای یک کالا دارند. قانون تقاضا میگوید که تمایل نهایی مصرفکننده به پرداخت (مبلغی که حاضرند برای یک واحد بیشتر از کالا بپردازند) با افزایش مقدار کالا کاهش مییابد. به بیان دیگر، ممکن است من حاضر باشم برای اولین تکه پیتزا یکدلار بپردازم، اما برای تکه چهارم تنها حاضر به پرداخت ۰.۲۵ دلار خواهم بود. همچنین میدانیم که یک بنگاه تمایلی به فروش کالا با قیمتی کمتر از هزینه نهایی تولید آن نخواهد داشت. افزون بر این، میدانیم که اگر تولید مشمول قانون بازده نزولی باشد، هزینه نهایی تولید یک واحد دیگر از کالا در همان بازه زمانی، با افزایش مقدار تولید، افزایش مییابد.
