فواد حبیبی گفت:پروژه ترجمه در ایران خیلی موفق است. راجع به جوامع دیگر دادههای جامعهشناختی مفصلی ندارم که مثلا ایران را با ترکیه و هند و پاکستان مقایسه کنم، اما تا جایی که اطلاع دارم، فکر میکنم در جامعه ایران ترجمه، انبوهی از سوژههایی را پدید آورد که در عین حال که مسائل را در یک سطح اندیشهای جدی میخوانند و میفهمند، تا اینجا پیش آمدند که صرفا خواننده و مخاطب صرف نماندند و هر یک سعی کردند پروژههای خاصتر و خردتری را پیش ببرند.
گفتوگو با فواد حبیبی درباره ترجمه علوم انسانی در ایران؛
پروژه ترجمه به ما کمک کرد تا پرسش را عوض کنیم
ترجمه در ایران نه فقط انتقال ایدههای بدیع، بلکه تولید سوژههای تازه بود
فواد حبیبی گفت:پروژه ترجمه در ایران خیلی موفق است. راجع به جوامع دیگر دادههای جامعهشناختی مفصلی ندارم که مثلا ایران را با ترکیه و هند و پاکستان مقایسه کنم، اما تا جایی که اطلاع دارم، فکر میکنم در جامعه ایران ترجمه، انبوهی از سوژههایی را پدید آورد که در عین حال که مسائل را در یک سطح اندیشهای جدی میخوانند و میفهمند، تا اینجا پیش آمدند که صرفا خواننده و مخاطب صرف نماندند و هر یک سعی کردند پروژههای خاصتر و خردتری را پیش ببرند.
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) – محسن آزموده؛ بحث ترجمه و تالیف در سالهای اخیر نسبتا داغ شده است. برخی معتقدند که عصر ترجمه به سر آمده، یعنی ما در زمینه ترجمه متون اصلی کلاسیک به حدی رسیدهایم که باید به سمت تالیف برویم، برخی دیگر میگویند که اینچنین نیست و الان را نمیتوان با مثلا نهضت ترجمه در قرون اولیه ایران بعد از اسلام مقایسه کنیم و بگوییم که دوره ترجمه تمام شده و باید مثل فارابی و ابن سینا بیاندیشیم. با فواد حبیبی، استادیار جامعهشناسی و نویسنده و مترجم حوزه فلسفه سیاسی در اینباره گفتوگویی صورت دادیم که از نظر میگذرد؛