اقتصاد ایران در تله کلنگی شدن؛ واکاوی ادعای سعید جلیلی درباره تحقق رشد ۸ درصدی!

ترکیب نسبت سرمایه به تولید بالا و عدم رشد موجودی سرمایه نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در تله «کلنگی شدن» گرفتار شده است. برای درک این کلنگی شدن لازم نیست اقتصاددان بود یا با ارقام و اعداد آشنایی داشت؛ کافی است نگاهی به وضعیت جاده‌ها، وسایل حمل‌ونقل، شبکه تولید و انتقال انرژی و... بیندازیم.
ترکیب نسبت سرمایه به تولید بالا و عدم رشد موجودی سرمایه نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در تله «کلنگی شدن» گرفتار شده است. برای درک این کلنگی شدن لازم نیست اقتصاددان بود یا با ارقام و اعداد آشنایی داشت؛ کافی است نگاهی به وضعیت جاده‌ها، وسایل حمل‌ونقل، شبکه تولید و انتقال انرژی و… بیندازیم.

اقتصاد ایران

اقتصاد۲۴- سعید جلیلی اخیراً اشاره کرده: «در مورد رشد هشت‌درصدی، وفاق یعنی باید نسبت خود را در مورد چگونگی محقق شدن آن مشخص کنیم. البته بحث‌های غلطی وجود دارد که این رشد را منوط به وجود سرمایه می‌دانند در حالی که یکی از مولفه‌های رشد، سرمایه است. اما موارد دیگر آن مدیریت فناوری و علم نیروی انسانی است.» اینکه رشد فردای یک اقتصاد تحت تاثیر سه شاخص رشد تکنولوژی، رشد موجودی سرمایه و تحولات سرمایه انسانی است، گفته درستی است.

بنگاه‌های اقتصادی در سراسر جهان، سرمایه‌های فیزیکی و انسانی را بر اساس فناوری در دسترس با یکدیگر ترکیب می‌کنند تا کالا‌ها و خدمات مصرفی از «سیب» گرفته تا گوشی‌های هوشمند «اپل» را تولید کنند. یک استعاره مفید در این مورد، توصیف فرآیند تولید غذا در آشپزخانه است. در هر آشپزخانه، مواد غذایی بر اساس یک دستور پخت‌وپز با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا محصولات نهایی (یا غذاهای) مفید را تولید کنند. روشن است که مقدار و تنوع غذا در این استعاره به‌وسیله عرضه مواد اولیه باکیفیت و دستورالعمل‌های موجود پخت‌وپز محدود می‌شود. تولید کالا‌ها و خدمات در مقیاس کشور‌ها نیز از منطق مشابهی پیروی می‌کند.

ماشین رشد اقتصاد کشور‌ها با گردش چهارچرخ نیروی کار، سرمایه، فناوری و منابع طبیعی به حرکت درمی‌آید. البته اهمیت نسبی این چرخ‌ها ممکن است در میان کشور‌ها بسیار متفاوت باشد. همچنین، برخی از کشور‌ها موفق می‌شوند به‌طور موثرتری از داشته‌های خود استفاده کنند.

کلیدی‌ترین یافته حسابداری رشد را می‌توان در این گزاره خلاصه کرد که تفاوت در فناوری، مهم‌ترین عامل توضیح‌دهنده پراکندگی درآمد سرانه در سطح کشور‌های جهان است؛ با این حال، باید توجه داشت که اشکال مختلف پیشرفت‌های فناورانه اغلب خود در سرمایه فیزیکی تجسم می‌یابند: یک کارگر مجهز به یک بیل مکانیکی می‌تواند بسیار سریع‌تر از ده‌ها کارگر چاله حفر کند. در واقع، از زمان انقلاب صنعتی پیشرفت‌های فناورانه همگی در تجهیزات سرمایه‌ای تجسم یافته و انباشت سرمایه در قلب دراماتیک‌ترین داستان‌های تاریخی اقتصادی قرار داشته است.

در قرن نوزدهم، شبکه راه‌آهن بین‌قاره‌ای آمریکای شمالی، تجارت را به قلب آمریکا آورد، جایی که مردمان در انزوا زندگی می‌کردند. در این قرن، امواج سرمایه‌گذاری در خودروها، جاده‌ها و نیروگاه‌ها، نه‌تنها سطح بهره‌وری را افزایش داد بلکه زیرساخت‌های لازم برای ظهور صنایع جدید را ایجاد کرد. در قرن بیست‌ویکم، کامپیوتر‌ها و بزرگراه‌های اطلاعاتی همان کاری را انجام می‌دهند که راه‌آهن و بزرگراه در دوره‌های پیشین انجام دادند.

به گزارش تجارت فردا، «نسبت سرمایه به تولید» یکی از معیار‌هایی است که از دیرباز برای نشان دادن محدودیت‌های رشد یک کشور مورد استناد قرار گرفته است. درک دلالت‌های ظریف نسبت سرمایه به تولید و رابطه آن با رشد اقتصادی برای اقتصاددانان و سیاست‌گذاران بسیار مهم است چراکه تجزیه‌وتحلیل این نسبت از زوایای مختلف می‌تواند دید جامعی از سلامت یک اقتصاد و پتانسیل‌های آن برای رشد آتی به دست دهد.

نسبت سرمایه به تولید یک مفهوم اساسی در علم اقتصاد است که کارایی استفاده از سرمایه برای تولید محصول را اندازه‌گیری می‌کند و بینشی در مورد بهره‌وری سرمایه‌گذاری در یک اقتصاد ارائه می‌دهد. این نسبت، به‌طور خاص، به تعداد واحدهای سرمایه‌ای اطلاق می‌شود که برای تولید یک واحد محصول مورد نیاز است: نسبت سرمایه به تولید پایین نشان می‌دهد برای تولید یک واحد خروجی به سرمایه کمتری نیاز است که این خود نشان‌دهنده استفاده کارآمدتر از سرمایه در اقتصاد است.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *