اقتصاد ۲۴- رونالد ریگان، چهلمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا روز ۶ فوریه ۱۹۱۱ به دنیا آمد. تاریخ از او به عنوان مردی که ایالات متحده را به تنها ابرقدرت جهان تبدیل کرد یاد میکند. او فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را با پایان دادن به جنگ سرد از طریق رویکرد ساده اش یعنی “بیایید به جای صحبت درباره یکدیگر با یکدیگر صحبت کنیم” و یاد کردن از شوروی به عنوان “امپراتوری شیطان”، زمانی که آن نظام در ضعیفترین نقطه تاریخ خود به سر میبرد، تسریع کرد.
در این فرآیند، او اطمینان حاصل کرد که ماتریس قدرت سیاسی در سراسر جهان تغییر کرده است. بهمن تغییرات در چشم انداز کمونیسم شوروی مطمئنا با سنگ ریزههایی که ریگان در جریان پنج نشست برگزار شده با همتایش در شوروی یعنی “میخائیل گورباچف” پرتاب کرد، آغاز شد.
پیش از پرداختن به میراث ریگان باید اشاره کرد که ایالات متحده در سال ۱۹۸۱ میلادی زمانی که او به ریاست جمهوری رسید در چه وضعیتی قرار داشت. ایالات متحده در دهه ۱۹۷۰ میلادی تقریبا در همه جبههها در حال عقب نشینی بود. آمریکا از ویتنام، لائوس، کامبوج، آنگولا، اتیوپی، نیکاراگوئه و حتی در مقابل کارتل نفتی اوپک عقب نشینی کرده بود. آمریکا از کانال پاناما عقب نشینی کرد. در آن دوره آمریکا چشمانش را بر روی نقض معاهدات مهم از سوی شوروی بست. آمریکا با اقدامات خود به شوروی اجازه داد به افغانستان حمله کند. هم چنین، انقلاب ۱۹۷۹ میلادی در دوره ریاست جمهوری “جیمی کارتر” رخ داد و باعث شد تا آمریکا یکی از متحدان اصلی خود در خاورمیانه را از دست بدهد. در عرصه داخلی نیز در طول دهه ۱۹۷۰ میلادی، اقتصاد آمریکا با مالیات بالا، تورم، کمبود بنزین و مداخلات گسترده دولت در اقتصاد شناخته میشد. نرخ جرایم خیابانی نیز افزایش یافته بود.
دنیای تجارت باید از “ریگان” به خاطر احیای مجدد اقتصاد ایالات متحده یاد کند. تعداد رهبران سیاسی جهان که به طور قاطع مسیر سیاست گذاری اقتصادی را تغییر داده و بِرَند مدیریت اقتصادی خود را ایجاد کردهاند، از تعداد انگشتان دست نیز فراتر نمیرود. ریگان قطعا یکی از آنان بود. “ریگانومیکس” او بر مالیاتهای کم، هزینههای کم خدمات اجتماعی و هزینههای نظامی بالا تأکید داشت. نتیجه این ترکیب سیاستی آن بود که “رکود تورمی” که اقتصاد ایالات متحده را از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۲ گرفتار کرده بود به دورهای پایدار از رشد بالاتر و تورم کمتر تغییر جهت پیدا کرد. دستاوردهای عمده ریگانومیکس کاهش شدید نرخهای مالیاتی نهایی و تورم بود. حداکثر نرخ مالیات بر درآمد افراد از ۷۰ درصد به ۲۸ درصد کاهش یافت. نرخ مالیات بر درآمد شرکتها از ۴۸ درصد به ۳۴ درصد کاهش یافت. نرخ تورم از ۱۰.۴ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۴.۲ درصد در سال ۱۹۸۸ کاهش یافت، بدون این که اثر سوء درازمدت بر نرخ بیکاری داشته باشد، که از ۷ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۵.۴ درصد در سال ۱۹۸۸ کاهش یافت.
