
اقتصاد ۲۴- نوژن اعتضادالسلطنه- “دو دنیا با هم برخورد کرده بودند؛ دنیای سزار با ثروت و قدرت و شکوهش، دنیایی بود که باید از آن دوری کرد. دنیای دیگر، دنیای مسیح، دنیای فقر و خدمت، و تحمل آزار و اذیت”. این بخشهایی از گفتههای میلتیادس یکی از پاپهای کلیسای کاتولیک رم بود که در آفریقا متولد شد و در فاصله سالهای ۳۱۱ تا ۳۱۴ میلادی مقام پاپی را برعهده داشت.
اگر از یک کاتولیک معتقد با دانش الهیاتی بپرسید که نهاد کلیسا را توصیف کند احتمالا به شما خواهد گفت در لحظهای که عیسی مسیح به شاگرد خود پطرس “کلیدهای پادشاهی آسمان” را داد و عهد کرد که “من کلیدهای ملکوت خدا را در اختیار تو (پطرس) میگذارم تا هر دری را بر روی زمین بگشایی در آسمان نیز گشوده شود و هر دری را بر روی زمین ببندی، در آسمان بسته شود”، آن نهاد را تأسیس کرد. این امر باعث شد تا “پطرس” رئیس کلیسای جهانی شود و از اختیاراتی، چون اجرای مراسم مقدس، انتشار انجیل، نجات جانها و بخشش گناهان تا زمان بازگشت عیسی مسیح، و هم چنین بیان با اقتدار و خطاناپذیر در مورد مسائل ایمانی و اخلاق مسیحی برخوردار شود.
آن فرد کاتولیک احتمالا به شما خواهد گفت: “عیسی مسیح هم چنین به پطرس قول داد که “دروازههای جهنم بر کلیسا چیره نخواهند شد”. این بدان معناست که آن نهاد مذهبی در هر لحظه از تاریخ هر اندازه که فاسد شود هرگز به حدی از فساد نخواهد رسید که توسط شیطان تسخیر شده و قادر به انجام وظایف تعیین شده از سوی پروردگار نباشد. با این وجود، گویا این موعظهها و روایات مذهبی صرفا برای پیروان کلیسای کاتولیک بوده و رهبران مذهبی آن خود را چندان ملزم به رعایت آن نمیدانستند.
