
اقتصاد۲۴- آدمها خسته شدهاند از گفتن، از شمردن بحرانها و مقايسه عدد و رقمها با هفته قبل و ماه قبل و سال قبل، آمارها و نمودارها هم انگار خستهاند و سر به زير. هرچند تمام اين اعداد حالا ديگر انقدر محسوس و ملموس است كه نيازي به اثبات و حساب و كتاب ندارد. بحران اقتصاد مغز استخوانمان را لمس كرده است. در اين ميان آنچه آب رفته و كوچك شده، سفرهها و سبدها و چنتههاي خالي يك يك ماست. مايي كه حالا ديگر حالمان خوش نيست، چه باور كني چه نكني.
آمارهاي سفر هم در سالهاي اخير مثل آمار بخشهاي ديگر يك زندگي معمولي آب رفته و نمودارهايش سر به زيرند. اين مساله چند بعدي است و تنها معناي حذف يك تجربه از ليست هزينههاي خانواده را ندارد. حذف سفر علاوه بر اينكه معناي كاهش منابع مالي خانوادهها و افزايش هزينه مايحتاج ضروري را دارد، به معناي ركود گردشگري داخلي و از سويي با نگاهي بلندمدت و اجتماعي به معناي انباشت فشارهاي روحي و رواني در بطن جامعه است.
سفر تنها فرصت تفريح و تفرج نيست، كه مجالي است براي نفس كشيدن و رهايي از فشارهاي روزمره و بعد بازگشتن به زندگي. حذف آن از سبد خانوادهها در كنار نشانهها و تبعات اقتصادي، پيامدهاي اجتماعي هم دارد كه چندان مورد توجه نيست و در مورد آن صحبت نميشود.
