«لانتوری» یک بیانیه سیاسی بیظرافت است در نفی اسیدپاشی و در ستایش حقوق زنان. فیلمساز شخصیتهایش را مقابل دوربین نشانده است تا آنها به بیظرافتترین شکل ممکن بیانیههای او ا در نفی خشونت و سیاهنمایی بخوانند.
سوره سینما : «لانتوری» مرعوبتان میکند. با تدوین تند و تیزش گیجتان میکند، سیل اطلاعات را روی سرتان هوار میکند. با تمام وجود خشن میشود. سعی میکند اپوزوسیون باشد و (مثلا) از دغدغههای روز جامعه حرف بزند. فیلم پر است از لحظههایی که ذهنیات آقای کارگردان و نظرات در ظاهر پیچیدهاش به صورت تماشاگر پرتاب میشود. تیپهای مختلف مقابل دوربین مینشینند و حرف میزنند، آن هم حرفهای زیبا. گاهی شعر میخوانند، گاهی روشنفکر میشوند و گاهی دلواپس. همه مدل تیپ هم در این فیلم داریم. جامعهشناس شاعرمسلک، زن فعال اجتماعی، دختر روزنامهنگار پیگیر و روشنفکر، وکیل خانم، پلیس، خلافکار و… همه اینها در ظاهر نظرشان را میگویند. اما فیلم چنان مشکلات عمیقی دارد که این بازیهای کودکانه برای فیلم ذرهای ارزش محسوب نمیشود. اما این مشکلات اساسی چیست؟ کمی این مشکلات را بررسی کنیم.
