دیدار با دکتر علی رفیعی الهه حاجیزاده خانهای در کوچه پسکوچههای قیطریه، در ورودی و خانههای اطراف نشانی از خاص بودن این خانه ندارد. اما به محض باز شدن در تفاوت احساس میشود. از همان راهپله ورودی و نردههای چوبی، عنصر حیات و سرزندگی در نماهای خانه خودنمایی میکند. خانهای که به قول صاحبخانهاش تودلی […]
الهه حاجیزاده
خانهای در کوچه پسکوچههای قیطریه، در ورودی و خانههای اطراف نشانی از خاص بودن این خانه ندارد. اما به محض باز شدن در تفاوت احساس میشود. از همان راهپله ورودی و نردههای چوبی، عنصر حیات و سرزندگی در نماهای خانه خودنمایی میکند. خانهای که به قول صاحبخانهاش تودلی است، یعنی حیاتش با دیوار خانههای همسایه محصور شده. اولین بخشی که در بدو ورود به داخل خانه با آن روبهرو میشویم، کتابخانهای محیطی از جنس چوب است و انبوه کتابها روی قفسههای صف کشیدهاند. دکتر علی رفیعی در میانه این اتاق که بیشتر زمانش در طول روز در آن میگذرد، ایستاده و با لهجه شیرینش به ما خوشامد میگوید.
نورپردازی قفسههای کتاب
میز کار کاملا به روز دکتر رفیعی
پای صحبتهای استاد
