برو کار می‌کن مگو چیست کار

در خدمت و خیانت کارمندی مریم عربی کارمند. [ م َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب) خدمتکار. دارنده کار. کاردار دفتری. کسی که شغلی در دستگاهی دارد. عضو اداره و نظایر آن. خدمت‌گزار اداری. مستخدم در یکی از ادارات دولتی. مستخدم اداری. ج، کارمندان. || کارآمد و قابل و لایق کار و آنکه از […]

در خدمت و خیانت کارمندی مریم عربی کارمند. [ م َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب) خدمتکار. دارنده کار. کاردار دفتری. کسی که شغلی در دستگاهی دارد. عضو اداره و نظایر آن. خدمت‌گزار اداری. مستخدم در یکی از ادارات دولتی. مستخدم اداری. ج، کارمندان. || کارآمد و قابل و لایق کار و آنکه از […]

مریم عربی

کارمند. [ م َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب) خدمتکار. دارنده کار. کاردار دفتری. کسی که شغلی در دستگاهی دارد. عضو اداره و نظایر آن. خدمت‌گزار اداری. مستخدم در یکی از ادارات دولتی. مستخدم اداری. ج، کارمندان. || کارآمد و قابل و لایق کار و آنکه از وی کار آید.
در لغت‌نامه دهخدا جلوی واژه «کارمند» این کلمه‌ها و عبارات ردیف شده. از نظر دهخدا کارمند آدمی ا‌ست کارآمد و قابل، اما به باور عامه مردم، موجودی شیفته وقت‌کشی و گیرنده حقوق بخور و نمیر. زمانی کارمندی ارج و قرب داشت و حالا اغلب از آن فراری‌اند. همه یا دلشان می‌خواهد بدون آقابالاسر و کارفرما فریلنسری کنند، یا کسب‌وکار خودشان را داشته باشند. حتی شده در حد یک پیج اینستاگرامی مخصوص فروش شمع و ظروف سفالی؛ حتی به قیمت راضی شدن به درآمدی بخور و نمیرتر از حقوق ثابت کارمندی که هر چه نداشت، لااقل سایه وحشت از فردای نیامده و روزهای پیری را از سر روزگار جوانی آدم کم می‌کرد.
فکر کردیم «کارمندی»، این پدیده مقبولِ منفور ارزش آن را دارد که اولین شماره از دوره جدید «منطقه آزاد» چلچراغ را به آن اختصاص دهیم. این شد که از تعدادی نویسنده و آدم دست‌به‌قلم خواستیم به زبان خودشان از کارمندی بگویند؛ در هر قالبی که دلشان می‌خواهد؛ جستار، داستان کوتاه، شعر، خاطره‌پردازی و حتی فیلمنامه. از کارمندی بهشت‌زهرا تا کار در کتاب‌فروشی و رویای سِلف ایمپلویِر و بیزینس‌من شدن.

منبع  : مجله 40چراغ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *