درباره فیلم «عزم رفتن» پارک چان ووک؛ عجیبم پس هستم

ایده چیست؟ کارآگاهی که متخصص پرونده‌های قتل است، مامور می‌شود تا به قتل مردی که از بالای صخره بلندی به پایین پرتاب شده است، رسیدگی کند.

ایده چیست؟ کارآگاهی که متخصص پرونده‌های قتل است، مامور می‌شود تا به قتل مردی که از بالای صخره بلندی به پایین پرتاب شده است، رسیدگی کند.

آلفرد هیچکاک فقید در گفت‌وگوی مفصلش با تروفو، درباره صحنه کوتاه حضور خودش در فیلم‌هایش اشاره می‌کند که این کار را اولین بار به خاطر ضرورت و به جای سیاهی‌لشکری که موجود نبوده، انجام داده است. بعد از آن یکی دو بار دیگر به قصد تفنن آن را تکرار می‌کند. اما دست آخر به مشکلی برمی‌خورد. متوجه می‌شود که مخاطبان همیشه از او انتظار دارند در فیلم ظاهر شود و بابت همین تمام مدت فیلم را فقط دنبال او می‌گردند. هیچکاک می‌گوید از آن به بعد، دیگر همیشه در اوایل فیلم روی پرده ظاهر می‌شود تا مخاطبان، از این فضولی اعصاب‌خردکن راحت شوند و خود فیلم را تماشا کنند.

این مشکل کمتر یا بیشتر، مشکل خیلی از کارگردانان تاریخ سینماست. ایده، تمهید یا تمی که در دو سه فیلم به ضرورت دراماتیک یا فنی به کار رفته است، خیلی زود به انتظار مخاطب از کارگردان تبدیل می‌شود و کارگردان به نیت راضی کردن مخاطب به همان ایده، تمهید یا تم چنگ می‌زند و تا آخر عمر توان رها شدن از آن را پیدا نمی‌کند. تلخ‌تر آن‌که گاهی کارگردان چندان متوجه گیر افتادن خودش درون تله نیست و باور می‌کند که با میل و رغبت و رضایت به همان ایده‌های قبلی چسبیده است.

منبع  : مجله 40چراغ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *