بهترین شخصیت‌های شرور فیلم‌های موزیکال

با اکران فیلم‌های «دختران بدجنس» (Mean Girls) و «شرور: قسمت اول» (Wicked) که این دومی به خاطر بازی آریانا گرانده به شدت مورد انتظار بود، اقتباس‌های سینمایی از نمایش‌های برادوی حسابی رونق گرفته است. فیلم‌های موزیکال‌ فرصتی عالی برای رساندن داستان‌ها و آهنگ‌های محبوب به فضایی فراتر از تئاتر برادوی و نزد مخاطب گسترده‌تر هستند و طرفداران تئاترهای موزیکال از دیدن شخصیت‌ها و ترانه‌های مورد علاقه‌شان روی پرده‌ی سینما استقبال می‌کنند. فرمول کلاسیک موزیکال معمولا شامل یک شخصیت منفی است، کسی یا چیزی که مانع رسیدن قهرمان داستان به اهدافش می‌شود. همین فرمول باعث شده تا شاهد شکل‌گیری برخی از بهترین شخصیت‌های شرور فیلم‌های موزیکال باشیم.

با اکران فیلم‌های «دختران بدجنس» (Mean Girls) و «شرور: قسمت اول» (Wicked) که این دومی به خاطر بازی آریانا گرانده به شدت مورد انتظار بود، اقتباس‌های سینمایی از نمایش‌های برادوی حسابی رونق گرفته است. فیلم‌های موزیکال‌ فرصتی عالی برای رساندن داستان‌ها و آهنگ‌های محبوب به فضایی فراتر از تئاتر برادوی و نزد مخاطب گسترده‌تر هستند و طرفداران تئاترهای موزیکال از دیدن شخصیت‌ها و ترانه‌های مورد علاقه‌شان روی پرده‌ی سینما استقبال می‌کنند. فرمول کلاسیک موزیکال معمولا شامل یک شخصیت منفی است، کسی یا چیزی که مانع رسیدن قهرمان داستان به اهدافش می‌شود. همین فرمول باعث شده تا شاهد شکل‌گیری برخی از بهترین شخصیت‌های شرور فیلم‌های موزیکال باشیم.

در میان شرورها، دو دسته‌ی کلی وجود دارد: اول شرورهای معمولی و سپس شرورهای فیلم‌های موزیکال. شرورهای فیلم‌های موزیکال در سطحی متفاوت قرار می‌گیرند، چرا که این تبهکاران علاوه بر خباثت صدای بسیار خوبی دارند و می‌توانند آواز هم بخوانند. گاهی اوقات این شخصیت‌ها به دلیل سطحی بودن یا بی‌عرضگی به اندازه‌ی کافی جدی گرفته نمی‌شوند. با این حال اما، در درون انبوه فیلم‌های موزیکال، چند شرور متمایز وجود دارند که شهرتشان از بقیه فراتر رفته است.

گستین (با صداپیشگی ریچارد وایت) شخصیت شرور – و یک مرد جذاب همه‌جانبه – دهکده‌ در انیمیشن «دیو و دلبر» دیزنی است. او نوچه‌ی وفاداری به نام «لوفو» دارد که همیشه برای تشویق و تایید کارهایش در کنارش حاضر است. گستین زمانی که مشغول شکار یا گذراندن وقت در میخانه‌ی محلی نیست، تمام تلاش خود را برای به دست آوردن قلب بل، دختری که هیچ علاقه‌ای به او ندارد به کار می‌گیرد. او به شدت خواهان بل است و برای به دست آوردن او حاضر به انجام هرکاریست. گستین تحمل این را ندارد که شخص دیگری عاشق بل شود و دیو را تهدیدی برای خود و عشقش می‌داند. او با تحریک اهالی دهکده، آن‌ها را به شکار دیو و کشتن او ترغیب می‌کند. با این حال، در نهایت، عشق بین دیو و بل پیروز می‌شود و گستین به خواسته‌ی شرورانه‌اش نمی‌رسد.

اسکار (با صداپیشگی جرمی آیرونز) برادر موفاسا و عموی سیمبا است. او به نوعی عضو طرد شده‌ی دسته‌ی شیرها به حساب می‌آید و ترجیح می‌دهد با کفتارها معاشرت کند. او تا زمان به دنیا آمدن سیمبا، وارث برحق سلطنت بر سرزمین افتخار بود. اسکار با طراحی یک نقشه‌ی شوم، موفاسا و سیمبا را طی یک هجوم ساختگی گله‌ای گنو (حیوانی شبیه گاومیش) به قتل می‌رساند. پس از مرگ آن‌ها، اسکار تاج و تخت را به دست می‌گیرد، اما نمی‌داند که سیمبا هنوز زنده است. سیمبا که خود را مسئول مرگ پدرش می‌داند، پس از گذراندن دوره‌ای در تبعید، به سرزمین افتخار بازمی‌گردد و در نبردی تن به تن با اسکار برای به دست آوردن دوباره‌ی سلطنت، تقریبا جان خود را از دست می‌دهد.

جادوگر ‌شرور غرب، با بازی ماندگار مارگارت همیلتون در فیلم محصول 1939 ویکتور فلمینگ یکی از شناخته‌ شده‌ترین جادوگران دنیای داستان به شمار می‌رود. او با قدرت و خشونتی بی‌رحمانه، سایه‌ی شوم خود را بر سرزمین اُوز گسترانده است. خانه‌ی دوروتی بر سر خواهر جادوگر ‌شرور فرود می‌آید و او در دم جان می‌سپارد. گلیندا جادوگر خوب (با بازی بیلی برک) کفش‌های یاقوت‌نشان جادوگر ‌شرور غرب را که به جا مانده بود، به دوروتی هدیه می‌دهد تا او را از خشم و نفرین جادوگر شرور در امان نگه دارد. جادوگر ‌شرور که از مرگ خواهرش خشمگین و اندوهگین است، دوروتی را عامل این اتفاق می‌داند و برای گرفتن انتقام مصمم می‌شود. او با جادوی قدرتمند خود (و همچنین میمون‌های پرنده‌اش) به دنبال دوروتی و دوستانش می‌افتد تا آن‌ها را به سزای اعمالشان برساند.

خانم آگاتا ترانچبول (با بازی اما تامپسون) مدیر دبستانی به نام کرامچم هال است. او با وجود نفرت عمیقی که نسبت به کودکان دارد، عهده‌دار این وظیفه شده است. ترانچبول پس از مرگ پدر خانم هانی – او عمه‌ی خانم هانی است – سرپرستی‌اش را بر عهده می‌گیرد و در دوران کودکی رفتار خشونت‌آمیزی با او دارد. ترانچبول به عنوان مدیر کرامچم هال، با دانش‌آموزان بدرفتاری می‌کند و تنبیه‌های سختی برای آن‌ها در نظر می‌گیرد. او از قدرت خود برای ایجاد ترس و وحشت در میان دانش‌آموزان استفاده می‌کند و آن‌ها را مجبور به اطاعت از خود می‌کند. با ورود ماتیلدا به کرامچم هال، سرانجام ترانچبول حریف قدرتمندی پیدا می‌کند. ماتیلدا با هوش و شجاعت خود، به خانم هانی کمک می‌کند تا خانه‌ی دوران کودکی‌اش را پس بگیرد و در یک شورش دانش‌آموزی علیه مدرسه، بچه‌های دیگر را رهبری می‌کند.

رسپوتین، با صداپیشگی کریستوفر لوید، جادوگری شرور و مشاور خاندان سلطنتی رومانوف بود. او با وجود قدرت و نفوذی که داشت، به جرم خیانت از سوی تزار نیکلای دوم به تبعید محکوم می‌شود. او برای انتقامی وحشتناک روح خود را به شیطان می‌فروشد و تزار و خانواده‌اش را نفرین می‌کند. این نفرین شوم، شعله‌ور شدن آتش انقلاب روسیه و سقوط خاندان رومانوف را به دنبال دارد. در میان آشوب و خون‌ریزی، آناستازیا، تنها دختر تزار، به همراه مادربزرگش که ملکه‌ی مادر است موفق به فرار می‌شوند. با این حال، سرنوشت این دو را از هم جدا می‌کند و آناستازیا در تاریکی و گمنامی پنهان می‌شود. آن هم در حالی که شایعاتی مبنی بر زنده ماندن او در میان مردم پخش می‌شود و امیدها برای بازگشت خاندان رومانوف زنده می‌ماند.

راسپوتین، جادوگری نفرت‌انگیز و تشنه‌ی قدرت است که با کمک دستیارش، بارتوک، از مرگ بازمی‌گردد. او که از جادوی سیاه و احضار شیاطین برای رسیدن به اهداف شوم خود استفاده می‌کند، هیچ آرزویی جز نابودی آناستازیا و انتقام کامل از خاندان رومانوف ندارد. شباهت‌های زیادی بین این شرور و جادوگر ‌شرور غرب وجود دارد. هردو شخصیت از قدرت‌های جادویی خود برای رسیدن به اهداف پلیدشان استفاده می‌کنند، از مردم نفرت دارند و تشنه‌ی انتقام هستند. راسپوتین، مانند جادوگر ‌شرور غرب، با تمام وجود خواهان نابودی و مرگ رقیب خود آناستازیاست و از هیچ تلاشی برای رسیدن به این هدف دریغ نمی‌کند.

این فیلم فرهنگی‌ترین چهره را در میان شخصیت‌های شرور فیلم‌های موزیکال دارد و بر اساس اعتصاب روزنامه‌تگاران در سال 1899 ساخته شده. جوزف پولیتزر (با بازی رابرت دووال) صاحب یک کسب و کار مطبوعاتی در شهر نیویورک است. او روزنامه‌های خود را توسط پسران و مردان جوانی به «روزنامه‌فروش‌ها» مشهور هستند به فروش می‌رساند. پولیتزر با تصمیم ناگهانی خود مبنی بر تغییر قوانین فروش روزنامه، باعث کاهش چشمگیر درآمد روزنامه‌فروش‌ها می‌شود. این تصمیم ظالمانه، زندگی این پسران جوان و خانواده‌هایشان را به خطر می‌اندازد و خشم و اعتراض آن‌ها را برمی‌انگیزد. آن‌ها در واکنش به این قانون جدید به رهبری جک «کابوی» کلی، دست به اعتصاب می‌زنند و با اتحاد و همبستگی، خواستار احقاق حقوق خود و بازگشت به شرایط سابق هستند.

خانم میرز (با بازی بیتریس لیلی)، در فیلم «کاملا مدرن میلی»، مدیر مهمان‌سرای پریسیلا و هنرپیشه‌ای ناموفق است. ساکنان این مهمان‌سرا از راز کثیف خانم میرز بی‌خبرند؛ این شرور پیر به همراه دستیارانش، زنان بی‌سرپرست نیویورکی را با فریب و وعده‌ی زندگی بهتر به پکن می‌فرستد. دوروتی براون (با بازی مری تایلر مور)، ساکن جدید مهمان‌سرا، با ورود خود به آنجا با میلی دیلمونت (با بازی جولی اندروز) هم‌اتاقی می‌شود. خانم میرز متوجه یتیم بودن دوروتی شده و از موقعیت او سواستفاده می‌کند.

شخصیت اصلی این فیلم با نام اورین (با بازی استیو مارتین)، دندانپزشک پرخاشگر و خودشیفته‌ای است که با آدری نامزد کرده. آدری در یک گل‌فروشی با سیمور دوست می‌شود و صمیمیت عمیقی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. سیمور به طور اتفاقی گیاهی عجیب و بیگانه کشف می‌کند که برای زنده ماندن به خون انسان نیاز دارد. این گیاه که در نهایت نام آدری دوم روی آن گذاشته می‌شود سرعت رشد عجیبی دارد و همین ویژگی توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند

ذات شرور تناردیه‌ها را همه می‌شناسیم، به همین دلیل صدر لیست بهترین شخصیت‌های شرور فیلم‌های موزیکال به این زوج خبیث و سنگدل تعلق می‌گیرد. آن‌ها در داستان بینوایان، زوجی شرور و بی‌رحم هستند که در نسخه‌ی موزیکال سال 2012 تام هوپر توسط هلنا بونهام کارتر (در نقش مادام تناردیه) و ساشا بارون کوهن (در نقش موسیو تناردیه) به تصویر کشیده شده‌اند. این زوج که صاحب مهمان‌خانه‌ای نمور هستند، از کوزت، دختر فانتین، به همراه دو دختر خودشان نگهداری می‌کنند. با این حال، آن‌ها این کار را به طور رایگان انجام نمی‌دهند و فانتین را مجبور به پرداخت پول برای نگهداری از دخترش می‌کنند. فانتین بعد از مدتی در اثر بیماری می‌میرد و ژان والژان پس از مرگ او، کوزت را به فرزندی قبول می‌کند.

منبع  : مجله مایکت

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *