
در دنیای سینما، رمز و راز و تعلیق، اغلب نقش محرک داستانهای جنایی جذاب را ایفا میکنند. اما حقیقت، راهحل نهایی و شخصیتهای حاضر در روایت، همگی عواملی هستند که داستان را غنیتر میسازند. در دههی 2020 میلادی شاهد اکران گستردهی طیف وسیعی از فیلمهای معمایی بودهایم که با استقبال پرشور مخاطبان مواجه شدهاند.
فیلم «زنی پشت پنجره» با بازی ایمی آدامز در نقش دکتر آنا فاکس، روایتگر داستان یک روانشناس کودک مبتلا به آگورافوبیا (ترس از مکانهای باز) است که روزهایش را با تماشای همسایهها از پنجرهی خانهاش سپری میکند. با اینحال زمانی که شاهد وقوع یک جنایت میشود، کنجکاوی او را مجبور میکند تا همسایههایش را بیشتر زیرنظر بگیرد و به تدریج، برای رهایی از ترس آزار دهندهاش گامهای لازم را بردارد.
با وجود نقدهای نه چندان درخشان منتقدان بر فیلم «زنی پشت پنجره»، ایمی آدامز در نقش شخصیت کنجکاو و جستجوگر داستان، آنا فاکس، عملکردی تحسینبرانگیز ارائه میدهد. در کنار بازی بازیگران باتجربهای مثل گری اولدمن، جولیان مور و جنیفر جیسن لی، این فیلم تصویری متفاوت و غنی از آگورافوبیا و اندوه را به مخاطبان ارائه میکند.
«مدوسا دلوکس» رویکردی تازه به معمای قتل رایج در اینگونه فیلمها ارائه میدهد و آن را در پسزمینهی یک مسابقهی آرایش موی زیبا اما به شدت رقابتی روایت میکند. لابهلای صحنههایی که مملو از حیرت و اندوه هستند، شاهد رد و بدل شدن شایعات تند و زنندهای هستیم که از یک سو نشان دهندهی بیتفاوتی نگران کنندهی شخصیتها نسبت به خشونت و از سوی دیگر، بیانگر وسواس عمیق آنها به رقابت، هنر آرایش مو و به طور کلی مفهوم زیبایی است.
«مدوسا دلوکس» با تلفیق طنز سیاه و تهدید قریبالوقوعی که معمولا در داستانهای معمایی با مضمون «چه کسی جنایت کرده؟» وجود دارد، به یک اثر طنز به شدت جذاب تبدیل میشود. این فیلم با به سخره گرفتن وسواس شخصیتها نسبت به زیبایی و ترس مداومی که بر شرکت کنندگان مسابقه تحمیل میکند لحظات سرگرم کنندهای را خلق میکند که باعث خنده و ترس توامان مخاطب میشود.
فیلم «دیشب در سوهو» روایتگر داستان دختری ساده و شیرین به نام الی ترنر (با بازی توماسین مککنزی) است که در مسیر تحقق رویای دیرینهاش، یعنی تبدیل شدن به یک طراح مد گام برمیدارد. علاقهی او به دههی شصت پرشور (Swinging Sixties) و پیوند عاطفیاش با مادر مرحومش که در این دهه زندگی میکرد، در ابتدا بیخطر به نظر میرسد، اما این اشتیاق، به زودی رویای شاداب و پرهیجان او را به معمایی جذاب و بین نسلی تبدیل میکند.
«دیشب در سوهو» روایتگر داستانی واقعا جاهطلبانه است. این فیلم به همان اندازه که از نظر بصری تماشاییست، برای طرفداران معماهای قتل، داستانهای علمی – تخیلی و وحشت روانشناختی نیز جذاب و گیراست. بازیهای درخشان بازیگرانی همچون توماسین مککنزی، مت اسمیت و آنیا تیلور-جوی، داستان جذاب فیلم را غنیتر کرده و آن را به سفری مهیج در زمان تبدیل میکنند. در عین حال، فیلم به واکاوی میراث خانوادگی و تاثیرات عمیق زنستیزی مهار نشده میپردازد.
فیلم «کارآگاه بچه» داستان ابی اپلبوم (با بازی آدام برودی) را روایت میکند. کارآگاه سابقی که دوران کودکیاش را به عنوان یک کارآگاه گذرانده است. او در پی ناپدید شدن دوست یک دانشآموز دبیرستانی به نام کارولاین (با بازی سوفی نلیسی) با او همکاری میکند تا حقیقت را کشف کند. اپلبوم که همواره خاطرهی یک شکست شرمآور از دوران کودکیاش او را آزار میدهد، تحت فشار است تا پرونده را حل کند و وجههی مخدوش شدهی خود را میان مردم شهر بازیابد.
«کارآگاه بچه» فیلمی سرگرم کننده و در عین حال تاملبرانگیز است که بر معمای آشنای شهر کوچک که برای همیشه ساکنانش را آزار میدهد متمرکز است. با این حال، قلب تپندهی فیلم در پیامهای عمیقش نهفته است: «خطرات شهرت زودگذر در دوران کودکی، و بار سنگینی که این اتفاق بر دوش چنین کودکانی میگذارد، در حالی که انتظار میرود مسئولیتهای دشوار بر عهدهی بزرگسالان توانمند و سیستمهایی باشد که برای محافظت از کل جامعه طراحی شدهاند».
فیلم «ببین چگونه میدوند» بر روی تولید پردردسر نمایشی از نمایشنامهی«تله موش» آگاتا کریستی تمرکز دارد. پس از قتل کاگردانی پرمدعا به نام لئو کوپرنیک (با بازی آدرین برودی)، بازرس استوپارد (با بازی سام راکول) و کنستبل استاکر (با بازی سورشا رونان) به عنوان یک تیم دو نفره وارد ماجرا میشوند تا با بررسی شخصیتهای رنگارنگ بازیگران و عوامل نمایش قاتل را پیدا کنند.
فیلم «ببین چگونه میدوند» واقعا سرگرم کننده و مبتکرانه است. روایت جذاب این فیلم به همراه ترکیب بازیگران قدرتمندی که به فیلمنامه جان میبخشند، تفسیری هوشمندانه و درونمتنی دربارهی کارکردهای مختلف تولید یک اثر تئاتری ارائه میدهد؛ کارکردهایی که هم تماشاگران و هم بازیگران و عوامل صحنه از نزدیک با آنها آشنا هستند. علاوه بر این، «ببین چگونه میدوند» جاودانگی مشابهی را به تصویر میکشد که در رمانهای آگاتا کریستی که اساس ساختار فیلم بر آن بنا شده دیده میشود.
فیلم «یکپارچه» داستان یک روزنامهنگار بینام و رسوا (لیلی سالیوان) را روایت میکند که به امید کسب درآمد پایدار به دنیای پادکست رو میآورد. او با ایجاد جایگاهی برای خود در این عرصه، به مصاحبه با افراد مختلف در مورد معماهای حل نشده میپردازد که این ایده با استقبال مخاطبان روبرو میشود. اما این روند تا زمانی ادامه دارد که او با داستانی هولناک در مورد یک آجر سیاه به ظاهر معمولی مواجه میشود که نه تنها حرفه، بلکه سلامت روان او را نیز در معرض نابودی قرار میدهد.
فیلم «انتقام» داستان بن مانالویتز (با بازی بی. جی. نوواک)، یک روزنامهنگار تحقیقی مستقر در نیویورک را روایت میکند که از خبر درگذشت ابی شاو (با بازی لیو تیپتون)، یکی از دوستان قدیمیاش به شدت متاثر میشود. زمانی که بن برای تشییع جنازه به غرب تگزاس سفر میکند، در آنجا با تناقضهایی مواجه میشود که نشان میدهد مرگ ابی فراتر از یک تراژدی ساده است.
فیلم «انتقام» به هیاهویی که ممکن است پیرامون زندگی روزمرهی افراد عادی شکل بگیرد میپردازد و با کاوش دربارهی جهتگیریهای شخصی، ابهام اخلاقی در ساخت محتوا از دل یک تراژدی، و زیر سوال بردن مفهوم طبقات اجتماعی، به اثری سرگرمکننده و در عین حال آموزنده تبدیل میشود. این فیلم همچنین تضاد بین زندگی شهری و روستایی، پیامدهای بسیاری که از برجسته کردن تفاوتهای آنها ناشی می شود را به تصویر میکشد.
«شب دوازدهم» (به فرانسوی: La Nuit du 12) یک فیلم معمایی – هیجانانگیز فرانسوی است که کاپیتان یوهان ویوز (با بازی باستین بایلون) را در تقابل با پروندهی قتلی هولناک به تصویر میکشد. در این فیلم، یوهان به همراه همکار باتجربهتر خود، مارسو (با بازی بولی لنر)، درگیر وسواس فزایندهای برای حل پرونده و شناسایی شبکهای از مظنونین میشود که درک او از تحقیقات را به تدریج روشنتر میکند.
«شب دوازدهم» با تمرکز بر پیامدهای هولناک یک تراژدی، فارغ از عنصر داستان واقعی، به تمام جنبههای این واقعه میپردازد، بیآنکه سکوت عمیق قربانیای که دیگر توان دفاع از خود را ندارد، نادیده بگیرد. این فیلم با گذر از چارچوب روایتهای جنایی متداول، به طرز شگفتانگیزی پوسته هیجانانگیز ژانر جرم واقعی را کنار میزند و مخاطبان را با واقعیت تلخ حل جنایت روبرو میکند.
در فیلم «یک جنزدگی در ونیز» کنت برانا، کارآگاه مشهور، هرکول پوآرو (با بازی خود برانا) بار دیگر باز میگردد تا پرده از راز معمایی تازه بردارد. او اینبار به شهر ونیز میرود تا در یک جلسهی احضار روح شرکت کند. این گردهمایی حس بسیار آشنای فریب و خطر را که همواره با پوآرو همراه است در او تقویت میکند. سوءظن او زمانی که جسد یکی از مهمانان در جلسه پیدا میشود تبدیل به یقین شده و پوآرو خود را درگیر معمایی تکان دهنده میبیند.
فیلم «جنزدگی در ونیز» نه تنها با الهام از آثار ملکهی رمانهای جنایی، آگاتا کریستی ساخته شده، بلکه از حضور بازیگران برجستهای سود میبرد که با اجرای درخشان خود جذابیت داستان را دوچندان میکنند. در حالی که برخی داستانهای معمایی، چاشنی طنز و سبکی به ذات تلخ و تاریک قتل میبخشند، «جنزدگی در ونیز» با بهرهگیری از المانهای گوتیک، بر ترس و وحشت همیشگی حاکم بر شخصیتها تاکید میکند. رویکرد منحصربهفرد این فیلم در بازآفرینی آثار کریستی از دریچهی وحشت گوتیک، تماشای ماجراجوییهای کارآگاه پوآرو را به تجربهای بهمراتب هیجانانگیزتر و لذتبخشتر تبدیل میکند.
منبع: movieweb
