
به گزارش سرویس فرهنگ وهنر ساعدنیوز، مولانا در غزلی بی همتا درباره جریان فیض الهی و عشق خداوند در سراسر هستی صحبت میکند. در آن، «ساقی» نماد خداوند یا منبع بیپایان عشق و آگاهی است که در هر لحظه بر موجودات جرعههایی از نور، عشق و بیداری میریزد. این فیض باعث میشود انسانها و حتی پیامبران و اولیا به حالات مختلفی از شور، جذب، معرفت و دگرگونی برسند. شعر نشان میدهد که این «ریختن جرعهها» هم در لحظه آفرینش انسان، هم در هدایت پیامبران، و هم در تجربههای عاشقانه و عرفانی ادامه دارد. در نهایت، پیام کلی شعر این است که همه هستی در اثر لطف و توجه الهی زنده است و حرکت روح انسان به سمت حقیقت، نتیجه همان شراب عشق و رحمت بیپایان خداوند است.
خلاصه اینکه: خدا عشق را در جانِ ما گذاشت تا از آدمِ خاکی، به یک موجودِ آسمانی تبدیل شویم.
ساقیا بر خاک ما چون جرعهها میریختی
