
به گزارش سرویس تاریخ و فرهنگ پایگاه خبری ساعدنیوز و به نقل از نت نوشت:
حتما همهی شما در زمان کودکی (و شاید همین الان!) بازی مار و پله را انجام داده اید. قوانین ساده هستند: به نوبت تاس می اندازیم و به اندازه ی عدد نمایان شده بر روی تاس حرکت می کنیم. اگر به نردبان برسیم می توانیم از آن بالا برویم و اگر به مار برسیم نیش خورده و به عقب برمی گردیم. در این بازی، شانس حرف اول و آخر را می زند. جالب است بدانید که تاریخچه بازی مار و پله بسیار قدیمی تر و عمیق تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید!
بازی مار و پله برای اولین بار، در قرن دوم پیش از میلاد در هندوستان بازی می شد. در آن زمان، از این بازی به منظور یاد دادن فلسفه های هندو و جین (Jain and Hindu philosophies)، به خصوص یاد دادن “کارما و کاما” یا سرنوشت و خواسته ی انسان، به کودکان استفاده می شد (اگرچه نمونه های اسلامی، بودایی و دیگر نسخه های دیگر این بازی هم وجود داشتند). روند کلی انجام این بازی، مفهوم سرنوشت یا بخت را با چرخاندن و آمدن یک عدد تصادفی بر روی تاس نشان می دهد و رسیدن به خواسته ها و تمایلات انسان بسته به نردبان ها و مارهای سر راه او می باشد.
آرمان های اصولی قرار گرفته در این بازی طبق اطلاعات ثبت شده از تاریخچه مار و پله ، بعدها الهام بخش یک بازی مشابه در انگلستان ِ زمان سلطنت ملکه ویکتوریا در سال 1892 شد. فقط، در این بازی جدید فضایل و گناهان هندی ها با آموزه های اخلاقی ویکتوریا، آنجلیکا و پروتستان جایگزین شد. مربع های رضایت و تحقق، متانت و موفقیت با فضایلی نظیر صنعت، اطاعت، طلب مغفرت، وقت شناسی و صرفه جویی در دسترس بودند. در سمت دیگر، مربع های رسوایی، بیماری و فقر نتیجه ی گناهان و زشتی هایی مثل نافرمانی، بی فایده بودن، قماربازی، راحت طلبی، افراط و فتنه جویی بودند. تعداد نردبان ها با تعداد مارها برابر در نظر گرفته شده بود تا ایده ی “در برابر هر یک گناهی که انسان انجام می دهد، یک شانس و راهی برای رستگاری وجود دارد” را نمایان سازد.
