
فیلم گریز (The Outrun) که با نامهای دیگری هم مانند فرار از سرنوشت و پیشی گرفتن شناخته میشود، اقتباسی از کتاب خاطرات امی لیپتروت محصول سال 2016 به همین نام است، که توسط نورا فینگشیدت کارگردانی شدهاست. در این فیلم سرشه رونان در نقش رونا، دانشجوی 29 ساله زیستشناسی که با اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند، بازی میکند. او در لندن زندگی میکند، اما زمانی که ویران میشود، به مراکز توانبخشی میرود و سپس به جایی که بزرگ شدهاست یعنی جزایر اورکنی برمیگردد. جزایر اورکنی، در سواحل اسکاتلند، جایی است که رونا، با درگیریهای خانوادگی پر از تنش روبرو میشود. پدرش دوقطبی است و نیازها و خواستههای نامعقول او، رونا را آزار میدهد. مادر او یک مسیحی مومن است، که باورهای او مدتهاست رونا را سرکوب و خشمگین کردهاست. در حالیکه رونا برای هوشیار ماندن و مواجهه با خاطرات سالها سوءمصرف الکل تلاش میکند، خود را در طبیعت جزیره اورکنی مییابد، که علاقهاش را به تحقیقات علمی دوباره برمیانگیزد و زندگیاش را بازسازی میکند. حالا رونا در یک گروه محیطزیستی عضو شده و قرار است به دنبال پرنده در خطر انقراضی به نام یلوه قهوهای بگردد. این تمثیل بزرگ فیلم گریز است. یلوه قهوهای شاید همان گمشده رونا و هزاران زن و مرد مانند رونا باشد. این فیلم داستانی تحسینبرانگیز و تکاندهنده درباره غلبه بر مشکلات زنی را روایت میکند، که بسیار پیچیده و منحصربهفرد است. در این مقاله مایکت قرار است فیلم گریز را بهتر بررسی کنیم و به شما بگوییم که آیا ارزش تماشا کردن دارد یا خیر.
