گسترش تلفن های هوشمند و اینترنت ارزان، مرزهای نظارت را کمرنگ کرده است. دیگر برای ورود به یک بازی تیراندازی یا مبارزه ای، نیازی به خرید دیسک یا دستگاه خاص نیست؛ چند لمس ساده روی صفحه کافی است.
به گزارش عصرتبریز، قمر طالبی: صدای شلیک، تعقیب، امتیاز و پیروزی. صحنه ای آشنا که دیگر فقط به کنسولهای بازی یا رایانه های خانگی محدود نیست؛ حالا در صفحه کوچک موبایل، در اتاق خواب کودکان، در مسیر مدرسه و حتی سر میز شام جریان دارد. بازیهای خشن موبایلی، بی سر و صدا اما فراگیر، به بخشی از زیست روزمره کودکان تبدیل شده اند؛ پدیده ای که آرام آرام نگرانی والدین و متخصصان حوزه سلامت روان را برانگیخته است. پرسش اصلی این است: این بازیها چه تاثیری بر روح و روان کودکان دارند و خانواده ها چگونه با آن مواجه می شوند؟
دسترسی آسان، نظارت دشوار
گسترش تلفن های هوشمند و اینترنت ارزان، مرزهای نظارت را کمرنگ کرده است. دیگر برای ورود به یک بازی تیراندازی یا مبارزه ای، نیازی به خرید دیسک یا دستگاه خاص نیست؛ چند لمس ساده روی صفحه کافی است. بسیاری از این بازیها اگرچه در ظاهر «سرگرم کننده» طراحی شده اند، اما سرشار از صحنه های خشونت، رقابت افراطی و حذف فیزیکی حریف اند؛ مفاهیمی که کودک، در حال تجربه و یادگیری جهان پیرامونش، هنوز ابزار تحلیلی لازم برای درک آنها را ندارد.
مطالعات مختلف نشان می دهد کودکان در سنین دبستان، بخش قابل توجهی از اوقات فراغت خود را صرف بازیهای موبایلی می کنند و سهم بازیهای خشن در میان این انتخابها کم نیست. در این میان، نبود نظام دقیق رده بندی سنی و آگاهی محدود خانواده ها، شرایط را پیچیده تر کرده است.
روایت والدین؛ تغییراتی که نادیده گرفته نمی شود
برای بسیاری از خانواده ها، زنگ خطر زمانی به صدا درآمده که تغییرات رفتاری کودک از سطح «هیجان طبیعی» فراتر رفته است.
مریم، مادر یک پسر ۹ ساله، می گوید: «اوایل فکر می کردم بازی است و مثل بقیه سرگرمی ها می گذرد. اما کمکم دیدم بعد از بازی، زود عصبانی می شود، با خواهرش پرخاش می کند و شبها به سختی می خوابد. وقتی بازی را از او می گیریم، انگار چیزی را از دست داده که بدون آن نمی تواند آرام شود.»
پدر دیگری از تجربه متفاوتی می گوید: «دخترم کم حرف شد. بیشتر وقتش را تنها در اتاق می گذراند. قبلا نقاشی می کشید، اما حالا فقط بازی می خواهد. بازیهایی که پر از درگیری و مبارزه است.»
این روایتها اگرچه شخصی اند، اما در کنار هم تصویری مشترک می سازند: والدینی که با پدیده ای نوظهور رو به رو شده اند، بی آنکه ابزار یا راهنمای روشنی برای مدیریت آن داشته باشند.
