بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی شبیه ویچر 3

تصور کنید در دنیایی تاریک و فانتزی، جایی که هیولاها در جنگل‌ها پرسه می‌زنند و جادوگرها هنر خود را به رخ انسان‌های عادی می‌کشند زندگی می‌کنید. شما یک شکارچی هیولا هستید، یک ویچر؛ کسی که از کودکی برای مبارزه با موجودات شیطانی آموزش دیده است. شمشیرتان همواره آماده است و نشانه‌های جادویی‌ و دانش کافی برای شناسایی هیولاها و محافظت از خودتان راهنمای شما هستند. این همان دنیایی است که ویچر 3 (The Witcher 3: Wild Hunt) شما را در خود غرق می‌کند.

تصور کنید در دنیایی تاریک و فانتزی، جایی که هیولاها در جنگل‌ها پرسه می‌زنند و جادوگرها هنر خود را به رخ انسان‌های عادی می‌کشند زندگی می‌کنید. شما یک شکارچی هیولا هستید، یک ویچر؛ کسی که از کودکی برای مبارزه با موجودات شیطانی آموزش دیده است. شمشیرتان همواره آماده است و نشانه‌های جادویی‌ و دانش کافی برای شناسایی هیولاها و محافظت از خودتان راهنمای شما هستند. این همان دنیایی است که ویچر 3 (The Witcher 3: Wild Hunt) شما را در خود غرق می‌کند.

الدن رینگ، دنیای بازی‌های جهان باز را به شکلی طوفانی کرد که بازی‌های محبوب، اما خاص دارک سولز نیز هرگز نتوانستند به چنین سطح از پیشرفت دستیابند. این بازی با جهانی وسیع که تشنه‌ی کاوش است، بیشتر بازیکنان را به حال خود رها می‌کند تا در جستجوی Great Runes به ناشناخته‌ها سفر کنند.

اگر به دنبال ماجراجویی‌های حماسی هستید، آثار سری Assassin’s Creed انتخاب‌های مناسبی هستند؛ با این حال، وقتی صحبت از بازی‌هایی مانند The Witcher 3 به میان می‌آید، Odyssey برتری پیدا می‌کند، زیرا این بازی نقطه عطفی است که در آن سری Ubisoft به طور کامل عناصر نقش‌آفرینی را پذیرفت و گزینه‌های دیالوگ و مسیرهای غیرخطی در داستان گنجانده شدند تا به بازیکنان اختیار عمل بیشتری نسبت به عناوین قبلی Assassin’s Creed بدهند.

یکی از بزرگترین دستاوردهای Cyberpunk 2077، نایت سیتی است؛ کلان‌شهری شلوغ و پر از آسمان‌خراش‌هایی که با نمادهای شرکت‌ها تزئین شده‌اند و بر خیابان‌هایی که توسط باندهای خلافکاری احاطه شده‌اند سایه افکنده‌اند. اگرچه این بازی از دید سوم شخص به اول شخص تغییر کرده، اما روایت جذاب داستان، NPCهای طبیعی و دنیای پویای آن یادآور ویچر 3 است.

همانطور که ویچر 3 استاندارد جدیدی را برای بازی‌های نقش‌آفرینی، به ویژه برای ماموریت‌های فرعی تعریف کرد، Deus Ex نیز که در سال 2000 منتشر شد، در زمینه آزادی بازیکن، انتظارات را بالا می‌برد. با ترکیب گیم‌پلی تیراندازی اول شخص با المان‌های RPG و حضور ویژگی‌هایی مانند: شخصی‌سازی و مراحل غیرخطی، شاهکار Ion Storm در بسیاری از زمینه‌ها از هم‌ دوره‌ای‌های خود جلوتر بود. حتی پس از این همه سال، تعداد کمی از بازی‌ها می‌توانند به طراحی مراحل و گیم پلی شگفت‌انگیز Deus Ex نزدیک شوند، و این شامل دنباله‌هایی از این بازی است که در چند سال گذشته، به نیاز گیمرهایی که تشنه نوآوری هستند، پاسخ داده است.

از بسیاری جهات، Victor Vran و The Witcher 3 به طور مستقیم در مقابل هم قرار دارند. در حالی که دومی در یک دنیای وسیع، مملو از محتوا و NPCهایی با داستان‌های انحصاری رخ می‌دهد، اولی یک بازی نقش‌آفرینی اکشن خطی است که به مبارزه بیشتر از هر چیزی اهمیت می‌دهد. Victor Vran همچنین یک بازی هک اند اسلش ایزومتریک است که تفاوت قابل توجهی با The Witcher 3 دارد.

Alpha Protocol، با وجود مشکلات فنی و گیم‌پلی ناپایدار، توانسته با داستانی جذاب و سیستم شخصی‌سازی گسترده، جایگاه خود را در دل بسیاری از گیمرها باز کند. این بازی در دنیایی علمی تخیلی آینده‌نگر جریان دارد و به بازیکنان اجازه می‌دهد تا در نقش یک مامور مخفی، سرنوشت جهان را شکل دهند.

اگرچه هیچ بازی‌ نمی‌تواند جایگزین ویچر 3 شود، اما Kingdom Come: Deliverance با رویکرد واقع‌گرایانه خود، تجربه‌ای متفاوت اما جذاب را ارائه می‌دهد. در حالی که The Witcher 3 ما را به دنیای فانتزی تاریک می‌برد، Kingdom Come ما را با بوهمیای قرون وسطا همراه می‌کند؛ جایی که خشونت، واقع‌گرایی و مبارزات نفس‌گیر در اولویت هستند. می‌توان گفت که این بازی، نسخه و واقع‌گرایانه‌ی The Witcher 3 است.

Banishers: Ghosts Of New Eden بازی نقش‌آفرینی شبیه ویچر 3

The Elder Scrolls 5: Skyrim

منبع  : مجله مایکت

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *