
به گزارش سرویس جامعه ساعدنیوز، یادتان میآید عصرها جلوی همان تلویزیونهای کمدی کوچک مینشستیم و منتظر شروع برنامه کودک بودیم؟ دنیای ما بدون اینترنت و شبکههای اجتماعی، در نقاشیهای ساده و ترانههای کودکانه خلاصه میشد. انیمیشن «اتل متل باد آمد» به کارگردانی افخم ماکویی، درست در همین جغرافیا متولد شد. داستانی کوتاه با نقاشیهای آبرنگی که بوی روستا، خانه، باد و سادگی زندگی را میداد.
راز اصلی این اثر، ترکیب بینظیر موسیقی ملموس، شعر روان و تصویرگریهای صمیمیاش بود. دخترکی که لباسها را روی بند میآوَرَد، بادی که میوزد و مترسکی که در جالیزی دوردست جان میگیرد. این انیمیشن به ما یاد داد چطور با پدیدههای ساده طبیعت مثل باد، دوستی کنیم و شعر بخوانیم. صدایی که روی این شعر نشست، آنقدر صمیمی بود که حس امنیت و خانه را به بچههای آن دوران منتقل میکرد.
شما وقتی این ترانه رو میشنوید، اولین خاطرهای که جلو چشمتون میاد چیه؟ اسم دوست یا همبازی دوران کودکیتون که با هم این برنامه را میدیدید زیر همین مطلب بنویسید!
