
در میان آثار اقتباسی از نوشتههای استیون کینگ، فیلم پیادهروی طولانی (The Long Walk) جایگاه ویژهای دارد، نه بهخاطر حضور عناصر ترس و فراطبیعت، بلکه بهسبب واقعگرایی تلخ و اضطرابآور آن. فرانسیس لارنس، کارگردان آثاری چون «من افسانه هستم» (I Am Legend) و «بازیهای گرسنگی» (The Hunger Games)، این بار سراغ نخستین رمان کینگ رفته و جهانی را بر پرده آورده که خشونتش به جای هیولاهای خیالی، از خود انسان سرچشمه میگیرد. نتیجه، فیلمی است میان ویرانشهر و درام روانشناختی، میان بقا و نمایش، و میان حرکت و مرگ. لارنس با وفاداری نسبی به روح اثر، دنیایی خلق میکند که از نظر عاطفی خستهکننده و از نظر فلسفی پرکشش است: جهانی که در آن تنها قانون، «ادامه دادن» است.
در فیلم «پیادهروی طولانی» با اثری طرفیم که ریشه در اضطرابهای دوران جنگ سرد دارد؛ دورانی که ترس از قدرت مطلق دولت و بیمعنایی رقابت انسانی درون نظامهای اقتدارگرا، بهصورت استعاری در قالب «پیادهروی تا حد مرگ» نمود یافته است.
