نقد فیلم بمیر عشق من (Die My Love)

فیلم بمیر عشق من (Die My Love) ساختهٔ لین رمزی، از آن دست آثاری است که بیش از هر چیز، باید بتوان آن را تاب آورد. فیلم درامی که نه قصد روایت داستانی سرراست دارد، نه علاقه‌ای به ایجاد همدلی امن و کنترل‌شده در مخاطب نشان می‌دهد. رمزی از همان دقایق نخست، مخاطب را وارد فضایی می‌کند که در آن احساسات نه به‌عنوان تجربه‌ای زیباشناختی، بلکه با هدف فشار، اضطراب و بی‌قراری عمل می‌کنند. این فیلم بیش از آن‌که درباره چیزی باشد، درباره قرار گرفتن در یک وضعیت خاص است؛ وضعیتی که تماشاگر را از موقعیت ناظر بیرونی خارج می‌کند و او را به صورت ناخواسته، به شریک تجربه ذهنی شخصیت اصلی داستان بدل می‌سازد.

فیلم بمیر عشق من (Die My Love) ساختهٔ لین رمزی، از آن دست آثاری است که بیش از هر چیز، باید بتوان آن را تاب آورد. فیلم درامی که نه قصد روایت داستانی سرراست دارد، نه علاقه‌ای به ایجاد همدلی امن و کنترل‌شده در مخاطب نشان می‌دهد. رمزی از همان دقایق نخست، مخاطب را وارد فضایی می‌کند که در آن احساسات نه به‌عنوان تجربه‌ای زیباشناختی، بلکه با هدف فشار، اضطراب و بی‌قراری عمل می‌کنند. این فیلم بیش از آن‌که درباره چیزی باشد، درباره قرار گرفتن در یک وضعیت خاص است؛ وضعیتی که تماشاگر را از موقعیت ناظر بیرونی خارج می‌کند و او را به صورت ناخواسته، به شریک تجربه ذهنی شخصیت اصلی داستان بدل می‌سازد.

«بمیر عشق من» یادآوری می‌کند که برخی رنج‌ها نه قابل‌حل‌ هستند و نه قابل‌بیان؛ تنها می‌توان آن‌ها را زیست و شاید، برای لحظاتی، با شخصی دیگر شریک شد.

منبع  : مجله مایکت

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *