حکایت سلطان مسعود و کودک ماهیگیر / داستان صید 100 ماهی در یک روز؛ وقتی ماهیگیرِ پشت قلاب، پادشاه مملکت بود!

ساعدنیوز: حکایت شگفت‌انگیز «سلطان مسعود و کودک ماهیگیر» که عطار نیشابوری در منطق‌الطیر آن را به زیبایی به تصویر کشیده، داستان یکی از همین لحظات است؛ جایی که خط باریک میان فقر مطلق و پادشاهی، با یک دیدار تصادفی در کنار دریا فرو می‌ریزد و ماجرایی را رقم می‌زند که پس از قرن‌ها هنوز هم شنیدنش هر انسانی را میخکوب می‌کند.

حکایت سلطان مسعود و کودک ماهیگیر / داستان صید 100 ماهی در یک روز؛ وقتی ماهیگیرِ پشت قلاب، پادشاه مملکت بود!

ساعدنیوز: حکایت شگفت‌انگیز «سلطان مسعود و کودک ماهیگیر» که عطار نیشابوری در منطق‌الطیر آن را به زیبایی به تصویر کشیده، داستان یکی از همین لحظات است؛ جایی که خط باریک میان فقر مطلق و پادشاهی، با یک دیدار تصادفی در کنار دریا فرو می‌ریزد و ماجرایی را رقم می‌زند که پس از قرن‌ها هنوز هم شنیدنش هر انسانی را میخکوب می‌کند.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، همه چیز از یک روز کاملاً معمولی شروع شد. سلطان مسعود، پادشاه مقتدر، بر اثر یک اتفاق ناگهانی از سپاه خود جدا ماند و تنها و بی‌همراه، اسبش را به تاخت درآورد. او خسته و سرگردان به ساحل دریا رسید، اما تصویر غیرمنتظره‌ای که در آنجا دید، مسیر حرکتش را عوض کرد. کودکی تنها، غمگین و افسرده کنار آب نشسته بود و با چشمانی ناامید به توری که به آب انداخته بود نگاه می‌کرد. شاه از اسب پیاده شد، کنار او نشست و پرسید: «چرا این‌قدر غمزده‌ای؟» پاسخ کودک، دل پادشاه را لرزاند؛ او و 7 خواهر و برادر یتیمش، تمام امیدشان به همین یک ماهی بود که شاید تا شب صید کنند تا گرسنه نمانند.

سلطان مسعود که تحت تأثیر قرار گرفته بود، پیشنهادی عجیب داد: «دوست داری امروز با هم همبازی شویم و ماهی بگیریم؟» کودک با خوشحالی پذیرفت. آن روز، ورق برگشت؛ به برکت حضور پادشاه، بخت به آن خانواده فقیر رو کرد و به جای یک ماهی، صد ماهی به دام افتاد! کودک با شگفتی گفت این از طالع بلند توست. پادشاه لبخندی زد، بر اسب سوار شد و به طفل گفت: «اگر بدانی چه کسی کنار تو قلاب به آب انداخته، راز این خوش‌اقبالی را می‌فهمی. امروز تمام ماهی‌ها برای تو، اما فردا هرچه صید کنی سهم من است!»

آیا تا به حال در زندگی شما هم پیش آمده که یک دیدار کاملاً تصادفی، یک آدم جدید یا یک اتفاق بی‌دلیل، مسیر زندگی‌تان را به کل تغییر دهد و به قول عطار «صاحب دولتی» از کنارتان بگذرد؟ داستان یا تجربه خودتان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

منبع  : ساعد نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *