
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، شعر در فضایی سرشار از عشق، صمیمیت و آرامش جریان دارد و شاعر از چای بهعنوان نمادی از باهمبودن، گفتوگو و نزدیکی عاطفی استفاده میکند. در این شعر، لحظههای سادهای مانند نشستن در حیاط، بوی باران، غروب پاییزی، شنیدن موسیقی و نوشیدن چای، به خاطراتی عاشقانه و ارزشمند تبدیل میشوند. شاعر نشان میدهد که زیبایی عشق در اتفاقهای روزمره نهفته است و حضور معشوق باعث میشود هر مکان و هر لحظه رنگی تازه و دلنشین پیدا کند.
در ادامه، شاعر با نگاهی خوشبینانه به زندگی، از زیبایی زمان حال و لذت بردن از لحظهها سخن میگوید. تصاویر شاعرانهای مانند باران، نسیم، غروب، آواز و شعر، همگی فضایی گرم و احساسی میآفرینند که در نهایت دوباره به «چای» بازمیگردد؛ چایی که این بار بهانهای برای ماندن در کنار معشوق و گرفتن بوسه است. بنابراین، مفهوم کلی شعر این است که عشق، زندگی را زیباتر میکند و سادهترین لحظهها و عادتهای روزمره را به خاطراتی شیرین، شاعرانه و ماندگار تبدیل میسازد.
حامد عسکری زاده یا به اختصار حامدعسکری (متولد 10 خرداد 1361 در شهر بم، استان کرمان) شاعر، نویسنده، ترانهسرا و روزنامهنگار است که در سالهای اخیر به حیطه اجرا نیز وارد شده و مجریگری هم میکند. عسکری شعر گفتن را از همان دوران نوجوانی آغاز کرد. اشعار و دفاتر شعر متعددی از این شاعر جوان منتشر شده است. حامد عسکری در یکی از محفلهای ادبی با نفیسه صادق پور آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید. همسر او نیز در حوزه شعر و نویسندگی و اجرا فعالیت دارد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای باران و محمدنیکان است.
وَ چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست
آخرین باری که توی حیاط روی تخت چوبی نشستید و چای خوردید، کی بود؟
