
توبی فاکس، توسعه دهنده آمریکایی تبار و خالق بازی آندرتیل، از دوران جوانی علاقه وافری نسبت به عناوین نقشآفرینی و مجموعه بازی EarthBound داشت و در سالهای مدرسه، وقت خود را صرف ساخت «رامهک» برای این بازی میکرد. پس از کسب تجربه جدید و همکاری در ساخت بازی HomeStuck به عنوان آهنگساز، تصمیم به ساخت بازی گرفت که نسبت به ویژگیها و مکانیکهای کلیشهای عناوین نقشآفرینی آن دوران، متمایز باشد. توبی از گیمپلی و ساختار کلی بازیهای اکشن کلاسیک خسته شده بود و آرزو داشت تا اثری خلق کند که شخصیتهای برجسته و فراموش نشدنی دارد و داستان و گیمپلی بازی از هم جدا نیستند.
میخواستم یک بازی نقشآفرینی بسازم که بتوانی همه باسها را به دوست خود تبدیل کنی و کشتن همه افراد، یک گزینه جدی و مهم نباشد.
مهم است که هر هیولا را یک فرد مستقل فرض کنیم. در اکثر عناوین نقشآفرینی، هیولاها یکسان هستند: آنها در ابتدا به شما حمله میکنند، سپس شما خودتان را درمان میکنید و او را در قدم بعدی از بین میبرید. در این چرخه تکراری، هیچ معنا و مفهوم خاصی وجود ندارد.
آندرتیل از همان ابتدای انتشار، نه صرفاً بهعنوان یک بازی مستقل، بلکه بهعنوان تجربهای غیرمنتظره و بحثبرانگیز مورد توجه قرار گرفت. امتیازهای بالای آن در متاکریتیک و حجم بالای نظرات کاربران نشان داد که جامعهی بازیکنان ارتباط عاطفی عمیقی با بازی برقرار کردهاند. بسیاری از کاربران داستان را هستهی اصلی موفقیت بازی میدانند؛ روایتی که با شخصیتهایی مانند Sans، Papyrus، Toriel و Flowey شکل میگیرد و با ترکیب طنز، تراژدی و لحظات خاص، ذهن انسان را درگیر خود میکند؛ مخصوصا اگر آهنگسازی بازی را نیز در داخل پرانتز قرار دهید.
