عباس زریاب خویی در نگاه خود به شعر معاصر، بر پیوند میان نوآوری و حافظۀ تاریخی زبان تأکید میکند. او اگرچه ضرورت تحوّل شعر را متناسب با تغییرات اجتماعی و فرهنگی میپذیرد، بر این باور است که زبان شاعرانه نمیتواند از ریشههای تاریخی خود جدا شود.
عباس زریاب خویی در نگاه خود به شعر معاصر، بر پیوند میان نوآوری و حافظۀ تاریخی زبان تأکید میکند. او اگرچه ضرورت تحوّل شعر را متناسب با تغییرات اجتماعی و فرهنگی میپذیرد، بر این باور است که زبان شاعرانه نمیتواند از ریشههای تاریخی خود جدا شود.
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حسنا محمدزاده؛ شاعر،پژوهشگر و مدرس دانشگاه: تحولات شعر معاصر فارسی را نمیتوان صرفاً در تغییر قالبها و عبور از وزن و ساختارهای کلاسیک خلاصه کرد؛ زیرا آنچه در ژرفای این دگرگونی رخ داده، تغییر در شیوۀ ادراک جهان و نسبت انسان معاصر با زبان و تجربۀ تاریخی بودهاست. از این منظر، مسئلۀ اصلی شعر نو، نه گسستن از گذشته، بلکه چگونگی گفتوگو با میراث فرهنگی در افقی تازه است.
دکتر عباس زریاب خویی (۱۲۹۸- ۱۳۷۳هـ. ش.) مورخ، ادیب، نسخهشناس، مترجم، نویسنده و از معدود مصادیق واقعی «وحدت علم و فضیلت» است. او در کمال خضوع و بیادعایی، بسیار کمتر از آنچه هست خود را در جامعه نموده؛ حتی کمتر از آنچه سعدی سفارش میکند: