
اگر در قرن بیستم قدرت در انحصار رسانههای بزرگ بود، در قرن بیستویکم قدرت در اختیار کسانی است که میتوانند ادراک عمومی را شکل دهند؛ به همین دلیل، خبرنگار امروز صرفاً راوی واقعیت نیست؛ او معمار اعتماد، مهندس معنا و یکی از بازیگران اصلی امنیت شناختی جامعه است.
در چنین شرایطی، بحران اصلی رسانهها کمبود اطلاعات نیست؛ بحران اعتماد است. در عصر وفور محتوا، سرعت دیگر مزیت رقابتی محسوب نمیشود؛ اعتماد است که سرمایه راهبردی رسانه را شکل میدهد. رسانهای که نتواند اعتماد عمومی را حفظ کند، حتی اگر مجهز به پیشرفتهترین فناوریها باشد، جایگاه مرجع خود را از دست خواهد داد.
بنابراین، مهمترین مأموریت خبرنگار آینده نه رقابت بر سر انتشار نخستین خبر، بلکه تولید معتبرترین روایت است؛ روایتی که بر پایه حقیقت، شفافیت، انصاف و مسئولیت اجتماعی شکل گرفته باشد.
اما در عصر حکمرانی رسانه، مسئولیت حفظ این سرمایه تنها بر عهده خبرنگاران نیست. همانگونه که خبرنگار موظف است حقیقت را با رعایت اصول حرفهای روایت کند، نظام حکمرانی نیز وظیفه دارد زیرساختهای شکلگیری روزنامهنگاری حرفهای را فراهم سازد. حکمرانی رسانه به معنای محدود کردن رسانهها نیست؛ بلکه به معنای طراحی یک زیستبوم ارتباطی است که در آن شفافیت، پاسخگویی، دسترسی عادلانه به اطلاعات، امنیت حرفهای خبرنگاران، آموزش مستمر و احترام به حق پرسشگری، به عنوان ارکان حکمرانی خوب شناخته شوند.
