صدای آدم‌هایی که قرار نبود تاریخ شوند

نامه‌های جنگی اسناد تاریخی عجیبی‌اند. آنها الزاماً قرار نبوده‌اند «تاریخ» باشند. نویسنده آنها اغلب نمی‌دانسته روزی کسی در قرن بیست‌ویکم آنها را خواهد خواند. نامه برای مخاطبی مشخص نوشته شده بود: معشوق، همسر، مادر، پدر، فرزند یا دوستی که در خانه مانده بود. همین خصوصی‌بودن، ارزش آنها را بیشتر می‌کند. آنها به جای آنکه تصویری رسمی از جنگ ارائه دهند، نشان می‌دهند جنگ با انسان چه می‌کند.

چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۰۰
صدای آدم‌هایی که قرار نبود تاریخ شوند

نگاهی به «با عشق از میدان جنگ» و «سراغم را از جنگ بگیر»؛

صدای آدم‌هایی که قرار نبود تاریخ شوند

نامه‌های جنگی اسناد تاریخی عجیبی‌اند. آنها الزاماً قرار نبوده‌اند «تاریخ» باشند. نویسنده آنها اغلب نمی‌دانسته روزی کسی در قرن بیست‌ویکم آنها را خواهد خواند. نامه برای مخاطبی مشخص نوشته شده بود: معشوق، همسر، مادر، پدر، فرزند یا دوستی که در خانه مانده بود. همین خصوصی‌بودن، ارزش آنها را بیشتر می‌کند. آنها به جای آنکه تصویری رسمی از جنگ ارائه دهند، نشان می‌دهند جنگ با انسان چه می‌کند.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – آریامن احمدی، نویسنده و روزنامه‌نگار: جنگ‌ها را معمولا با عددها به یاد می‌آوریم: میلیون‌ها کُشته، میلیون‌ها زخمی، شهرهای ویران‌شده، اردوگاه‌ها، مرزهای تغییرکرده و نسل‌هایی که زندگی‌شان پیش و پس از جنگ به دو نیم تقسیم شده است. اما عددها، هرچقدر بزرگ و هولناک باشند، یک چیز را از بین می‌برند: فرد را. وقتی می‌گوییم جنگ جهانی اول حدود ۲۰ میلیون کشته و ۲۱ میلیون زخمی بر جای گذاشت، پشت این ارقام میلیون‌ها زندگی یگانه وجود دارد؛ آدم‌هایی با اسم، خانواده، ترس، حسادت، عشق و امید. جنگ جهانی دوم از این هم هولناک‌تر بود. برآوردهای تاریخی، شمار قربانیان آن را حدود ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر می‌دانند؛ جنگی که در آن غیرنظامیان نیز در ابعادی بی‌سابقه قربانی شدند. مجموعا براساس برآوردها، ۹۷ میلیون کشته، که بیش از ۶۰ میلیون آن غیرنظامی بودند. اگر تاریخ جنگ‌ها را فقط از روی این اعداد بخوانیم، به‌تدریج با نوعی بی‌حسی مواجه می‌شویم. میلیون‌ها نفر آن‌قدر بزرگ است که دیگر نمی‌توان آن را تصور کرد.

اینجا است که «کلمات» اهمیت پیدا می‌کند. نامه، جنگ را از عدد و گلوله به انسان و کلمه بازمی‌گرداند. یک نامه می‌تواند تمام آن میلیون‌ها نفر را برای چند دقیقه به یک نفر تقلیل دهد؛ یک سرباز که دلش برای خانه تنگ شده، زنی که نمی‌داند شوهرش زنده است یا نه، مادری که منتظر خبری از پسرش است، یا جوانی که در فاصله‌ای دور از خانه، در میان گِل و گلوله یا اگر کمی خوش‌شانس باشد، گُل و گلوله، هنوز درباره آینده‌ای معمولی خیال می‌کند.

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *