مثل باقی کارهای گرین، اینجا هم بر بستر یک داستان ماجراجویانه جاسوسی، پلیسی همه چیز به درون انسانها برمیگردد
گراهام گرین در طول زندگی پرماجرایش چیزهای عجیبی بود؛ کشیش، جاسوس، کمونیست، شورشی، بیخدا و خیلی چیزهای دیگر. یکی از این خیلی چیزها نماینده مالی کلیسای کاتولیک در مکزیک بود. بعدتر، وقتی که دیگر نه کلیسای کاتولیک علاقهای به گرین داشت و نه برعکس، گرین باز هم به آمریکای لاتین سفرهای طولانی کرد. آمریکای لاتین بخش مهمی از زندگی گرین بود. و تنها جایی که «کنسول افتخاری» میتوانست اتفاق بیفتد.
رمان بر پایه یک سوءتفاهم عمیقا لاتینی بنا شده است. گروهی زندانی سیاسی فراری از پاراگوئه، برای آنکه صدایشان به جایی برسد، تصمیم میگیرند سفیر آمریکا در آرژانتین را گروگان بگیرند. اما از آنجایی که هر کس در شهری کوچک در آرژانتین انگلیسی حرف بزند، بالقوه سفیر آمریکاست، به اشتباه کنسول افتخاری بیارزش انگلستان را اسیر میکنند.
