این کار را آقای امیری برایم پیدا کرده بود. نه اینکه بیکار باشم. درواقع بیکار بودم، اما علت آمدنم سر این کار این بود که بیپول هم شده بودم.
تنها اشکال سناریو این بود که حیاط مدرسه اصلا باغچه نداشت. جایی را که قبلا معلوم بود باغچه بوده است، با موزاییک فرش کرده بودند و ۱۰، ۱۲ تا موتور یاماها و هوندای مندرس روی آن به میلهای زنجیر شده بود که معلوم نبود چطوری توی دیوار پشتی فرو رفته است.
