
اقتصاد۲۴- در سالهای اخیر، واژه بازار سیاه به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در ادبیات روزمره مردم و تحلیلهای اقتصادی در ایران تبدیل شده است. این واژه، که در ذهن بسیاری از مردم با تصاویری از معاملات پنهانی، قیمتهای نجومی و کمبودهای مصنوعی همراه است، بازتابی از شکاف عمیق میان عرضه و تقاضا در بسیاری از کالاهای اساسی و خدمات ضروری جامعه ایرانی است. از دلار و یورو گرفته تا نان و اجاره مسکن، پدیدهای به نام بازار غیررسمی یا بازار سیاه به شکلی فزاینده در حال گسترش است؛ پدیدهای که بیش از آنکه محصول رفتارهای فردی باشد، ناشی از ساختارهای معیوب سیاستگذاری اقتصادی، نظام ارزی چندنرخی، مداخلات دستوری بیپشتوانه، و فقدان شفافیت و اعتماد عمومی به نهادهای تصمیمگیر است.
بازار سیاه زمانی شکل میگیرد که قیمتگذاری رسمی توسط دولت با واقعیتهای بازار همخوانی نداشته باشد. در چنین شرایطی، عرضهکنندگان یا قادر به تأمین کالا با قیمتهای دستوری نیستند یا انگیزهای برای این کار ندارند؛ در نتیجه، بخش عمدهای از تقاضا به سمت کانالهای غیررسمی سوق مییابد. مثال بارز آن، بازار ارز است که بهویژه پس از اعمال تحریمهای اقتصادی و کاهش شدید درآمدهای ارزی کشور، به بستری برای فعالیت دلالان و واسطهگران تبدیل شده است.
تعیین نرخ رسمی ارز (مثلاً دلار ۲۸۵۰۰ تومانی) در کنار نرخهای آزاد بازار (که گاه چندین برابر نرخ رسمی است)، نهتنها به تخصیص ناکارآمد منابع منجر شده، بلکه خود بهتنهایی عاملی برای گسترش رانت، فساد و خروج سرمایه از کشور بوده است.
