
جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد رسمی سینمای ایران، همیشه پیش از آغاز، با موجی از خبر، گمانهزنی، اعلام سیاستها و شفافسازیها همراه بوده است. این روند نه از سر هیجان رسانهای، که بهدلیل ماهیت جشنوارهای است که قرار است ویترین یکساله سینمای کشور باشد. با این حال، آنچه امروز درباره جشنواره فجر ملی دیده میشود، نه آرامش پیش از طوفان، بلکه سکوتی سنگین و سؤالبرانگیز است. سکوتی که هیچ توضیح روشنی برای آن ارائه نمیشود و هیچ مقام مسئولی خود را موظف به پاسخگویی نمیداند.
در مرکز این سکوت، نام دبیر جشنواره ملی فجر قرار دارد. دبیر جشنواره، که طبق تعریف باید پل ارتباطی میان سینماگران، رسانهها و بدنه مدیریتی باشد، عملاً به نقطهای دستنیافتنی تبدیل شده است. نه نشست خبری برگزار میشود، نه توضیح رسمی داده میشود و نه حتی حداقل اطلاعرسانی درباره روند اجرایی جشنواره انجام میگیرد. این وضعیت، بیش از آنکه یک انتخاب مدیریتی باشد، به یک رویه نگرانکننده شبیه شده است؛ رویهای که در آن، دبیر جشنواره خود را بالاتر از ساختار پاسخگویی میبیند و ضرورتی برای توضیح دادن احساس نمیکند.
