در این بخش چند شعر غمگین به مناسبت شب های قدر و شب شهادت حضرت علی (ع) از شاعران مختلف را قرار داده ایم. امیدواریم که از خواندن این اشعار زیبا و معنوی لذت برده و در این شب مقدس تیم تاپ را نیز دعا کنید. پس اگر به دنبال اشعار مذهبی شب قدر هستید، در ادامه با ما باشید.
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شب بود وشهرکوفه پر از آه و درد بود
حال و هوای کوفه غم انگیز وسرد بود
مردی غریب سوی مصلی روانه بود
دریای دیدگان ترش بی کرانه بود
باز هم لختهى خون روى سرت مىبینم
من بمیرم! چقَدَر روى شما آشفته ستتَرک روىِ سرت خوب نشد! من چه کنم؟
از چه رو این همه گیسوى شما آشفته ست؟امیرالمومنین علیهالسلام:
دخترم! گریه نکن…دردِ من از زخمم نیست
پدرت سى و سه سال است که دیگر مُرده
حضرت زینب سلامالله:
قَسَمت میدهم اى برگِ گُلم غصه مخور
این همه گریه براى غم تو مرهم نیست…
پسر شهید اگر شد، پدر طلب کار است
ز. روزگار٬ علی یک پسر طلب کار استپس از گذشتن نُه سال در بدهکاری
سی و سه سال علی، همسفر طلب کار استو با حساب مغیره حدود سی سال است
درست از چهل و یک نفر طلب کار است.
گرفته شال علی را به زور وقت سحر
چنان که از علی انگار در، طلب کار است
در اسم، اگر چه ما مسلمان هستیم
شرمندهی دین و روی قرآن هستیمبا بار گناه رو به تو آوردیم
سوگند به جان تو پشیمان هستیم(العفو) به حق مرتضی میگیرد
شاگرد کلاس درس سلمان هستیم
ما از رمضان محرمی میسازیم
ما سینه زنان اهل ایران هستیم
حال و روز علی نگفتنی است
مثل ابر بهار میبارد
گفت: زینب:حسن! چرا بابا؟
چشم از ماه بر نمیدارد
-حیف بابا چقدر پیر شده
لرزه بر شیر خیبر افتاده
-حق بده او خودش به چشم خودش
دیده در روی مادر افتاده
خانه ویران شدهام غُصهی بابا سخت است
حرفِ دیگر بزن امشب غمِ فردا سخت استدیدنِ رویِ تو و لَختهیِ خونها سخت است
سوختم از نَفَسَت سوختن، اما سخت استباز هم روضه نخوان روضهیِ زهرا سخت است
شعله هایِ نَفَسِ شعلهوَرَت جمع نشد
بستهام روسریام را به سَرَت جمع نشد
زخمِ پیشانیِ تو وقتِ تماشا سخت است
از غافلان حساب دلم را جدا کنید
چیزی به شب نمانده به خلوت که می روید
خدایا در این شبهای قدر
بر من آشکار کن
نما ای دیده ما را یاری امشب
ببار اشک غم ای چشم گنهکار
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
ز آنچه دادی به کسانی که مقرب گشتند
یا رب ز تو امشب عطا می طلبم
مقبولی روزه و نماز و طاعات
شبهای بیقراری
و دلهای عشاق مست
خدای عالم به زمین روشنی عطا کرد
نوری برای پذیرش حق و درستی
قبل از آنکه بنویسند جزای همه را
شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت
شب های دلدادگی است
شب عاشقی بلند است
الغوث الغوث
و ای بانی فروزان گیتی
فعل مرا دیدی ولی چیزی نگفتی
از ما توسل از تو لطف و دست گیری
