
در سالهایی که جشنواره فجر بیش از هر زمان دیگر با بحران معنا و جذب مخاطب جوان مواجه است، انتخاب یک تصویر تاریخی و ارجاع محور از فیلم «شیر سنگی» و چهره استاد علی نصیریان، تصمیمی خنثی یا صرفاً زیباییشناسانه نیست؛ بلکه کنشی ایدئولوژیک است که میکوشد از طریق بازگشت به گذشته، خلأ امروز را پر کند. همین تلاش، پوستر را به عرصهای برای بروز تناقضهای بنیادین جشنواره تبدیل میکند.
در سطح نشانهشناسی، شیر سنگی یکی از دوگانهترین نمادهای فرهنگ ایرانی است. شیر از سویی حامل قدرت، شجاعت، حراست و سیادت است و از سوی دیگر وقتی به صورت سنگی در میآید به نشانهای از ایستایی، مرگ و یادمان بدل میشود. شیر سنگی نه میجنگد و نه حرکت میکند، وظیفهاش پاسداری از گذشته است نه خلق آینده.
این دلالت دوگانه زمانی اهمیت مییابد که بدانیم جشنواره فیلم فجر اساساً رویدادی است که باید بر جریان زنده سینما دلالت کند نه بر خاطره آن. انتخاب چنین نمادی و ارجاع به فیلم «شیر سنگی» ساخته مسعود جعفری جوزانی، این لایه معنایی را ناخودآگاه تشدید میکند و این پرسش را پیش میکشد که آیا جشنواره ملی فیلم فجر خود را پاسدار یک میراث میداند یا محرک یک جریان؟
