قصه‌های مجید؛ «دوستت دارم، ایران!»

به بهانه شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، هفته هنر انقلاب و درگذشت تلخ کیومرث پوراحمد، یادداشت خالق مجموعه «روایت فتح» را بر «قصه‌های مجید» بخوانید. یادداشتی که آوینی در آن گریزی به «نیاز» داوود نژاد و «رسالت» عقاد می‌زند تا منظومه فکری خودش را بهتر توضیح دهد.

به بهانه شهادت سیدمرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، هفته هنر انقلاب و درگذشت تلخ کیومرث پوراحمد، یادداشت خالق مجموعه «روایت فتح» را بر «قصه‌های مجید» بخوانید. یادداشتی که آوینی در آن گریزی به «نیاز» داوود نژاد و «رسالت» عقاد می‌زند تا منظومه فکری خودش را بهتر توضیح دهد.

سوره سینما – محمدعلی حیدری : اینکه «قصه‌های مجید» هویتی کاملاً ایرانی دارد بیش‌تر به‌ساختار سینمایی سریال باز می‌گردد تا جوهر داستانی آن. نمی‌خواهم رابطه‌ی این سریال را با قصه‌های آقای مرادی کرمانی انکار کنم، بلکه می‌خواهم بگویم که روایت آقای پوراحمد از «قصه‌های مجید» کاملاً متعلق به خود اوست. شکی نیست که این تنها یکی از صورت‌های سینمایی متعددی است که داستان‌های آقای مرادی کرمانی می‌توانست به خود بگیرد. اگر «مجید» کرمانی بود و نه اصفهانی، چه روی می‌داد؟ بدون تردید جذابیت کار کم‌تر می‌شد، اما باز هم به جوهر سینمایی آن لطمه‌ای وارد نمی‌آمد. کارهای پیشین آقای پوراحمد گواهی بر این مدعا هستند. او در شیوه‌ی کار خویش استقلال دارد و مقلد سینمایی هیچ فیلمساز دیگری نیست، اما به هر تقدیر، کاری که او کرده است قابلیت شگفت‌انگیز سینما را در قبول فرهنگ‌ها و هویت‌های گونه‌گون نشان می‌دهد.

آقای پوراحمد «جوهر سینما» را در اختیار دارد و این امری نیست که تصادفاً روی داده باشد؛ سینما به این آسانی‌ها مسخر فرهنگ‌های دیگر نمی‌شود. در میان فیلم‌هایی که در سال‌های اخیر اکران شده‌اند تنها «نیاز» را می‌شناسم که به اندازه‌ی «قصه‌های مجید» ایرانی بوده است، چرا که «نیاز» هم با تقرب به همان تکنیکی که آقای پوراحمد در اختیار دارد ساخته شده است. مهم همین تکنیک است که به فضا و هویت داستان امکان ظهور می‌دهد و اگرنه، چه بسیار داستان‌های خوبی که در همین مرحله‌ی دگردیسی از بین رفته‌اند.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *