حشام منظور از بازیگران معروف ایرانی است که با سریال برادر و بانوی عمارت به معروفیت بسیاری دست یافت. ما نیز امروز در سایت ادبی تاپ ناز نگاهی بر زندگی حسام منظور خواهیم داشت. پس تا انتها همراه ما باشید.
– یکی از دلایلی که کمتر در این سالها در تلویزیون حضور داشتم به خودم برمیگردد و دیگری نحوه انتخاب بازیگر برای سریالها. اصولا آدم سختگیری هستم و با اینکه پیشنهادهایی بوده، اما برای من زیاد جذابیت نداشته است و جاهایی که دوست داشتم هم پذیرفتم و بازی کردم که دوست ندارم نامی از آنها ببرم.
بخشی از این مسیر به شانس و اقبال و ارتباطات آدمها برمیگردد. من اصولا سعی میکنم در فضاهای شخصی خودم باشم، مطالعه کنم و بیشتر یاد بگیرم. هیچگاه از تجربه نترسیدم و همیشه به استقبال تجربه رفتم و حداقل در تئاتر این را ثابت کردم که هر نقشم با نقش دیگر تفاوت دارد و شاید همین یکی از دلایلی باشد که باعث شده کمتر در تلویزیون کار کنم
– وقتی که صحبت از آقای حمیدنژاد شد خیلی هیجان زده شدم و ایشان را جزو کارگردانهای صاحب سبک در سینمای ایران میدانم و اغلب بازیگران دوست دارند با او کار کنند و من هم همینطور. آقای حمیدنژاد را تا به حال از نزدیک ندیده بودم و او هم تئاترهای من را ندیده بود و شنیده بودم که برای انتخاب بازیگرانشان وسواس خاصی دارند و مدتی هم بود که به دنبال بازیگر برای نقش ارسلان میرزا میگشتند و مرا برای این نقش انتخاب کردند.
– اینکه چه فاکتوری برایشان مهم بود که من با آن مطابقت داشتم را باید از خودشان بپرسید. اما وقتی که متن را خواندم بسیار هیجان زده شدم چراکه قصه بسیار دقیق و مهیجی است و هر چند قسمت یکبار اتفاق جدیدیمیافتد و مجموعه درام پیچیدهتر میشود و این قصه طی تحقیقات بسیاری نوشته شده است و نشان از این دارد که نویسنده به خوبی درام را میشناسد.
از طرفی هم شجاعت در ساخت آثار کم شده است و ما برای ساختن سریالی جذاب نیاز به شجاعت بیشتری داریم که باید در قصه پردازی و پرداخت درام و نحوه تولید اثر باشد و زمانی که متن این سریال را خواندم این شجاعت را در نوشتار آقای جوانمرد دیدم و از آن طرف هم آقای حمیدنژاد فرد شجاعی است
– بله، چندین سال است که تلویزیون یک سریال جذاب تاریخی نداشته است، حتی در نوع غیر عاشقانه هم مدتها است که اثری تاریخی نداشتیم. در ادامه تصور کردم اثری که مدتها منتظرش بودم همین است و بلافاصله آن را پذیرفتم.
– با اینکه «بانوی عمارت» فرم تاریخی دارد، اما خیلی به تاریخ نمیپردازد. این سریال در واقع میخواهد روابط انسانها را در بستر تاریخ مورد بررسی قرار دهد. بخشهایی از داستان که به قتل ناصرالدین شاه و ماجرای میرزا رضای کرمانی مربوط است کاملا مستند است و روی آن تحقیقهای فراوانی انجام شده است و سایر بخشهای داستانی زائیده ذهن نویسنده است.
– این ابهامات بخشی از مهندسی فیلمنامه است که قرار است در کنار هم این شخصیت را شخصیتی کاملا پیچیده نشان دهد. در مورد آینده ارسلان میرزا نمیتوانم از الان چیزی بگویم چراکه قصه را لو خواهم داد!
– معمولا ظاهر بازیگران بر اساس نقشهایی که بازی میکنند تغییر میکند و اگر گریمهای مختلفی که در تئاتر بازی کردم را ببینید متوجه میشوید که برای هر نقش گریم متفاوتی داشتم و به این دلیل که هنوز کار جدیدی را بعد از بانوی عمارت شروع نکردم هنوز راکورد گریم این سریال را همراهم دارم. یکی از جذابیتهای بازیگری همین است که شما روح و روانت را در نقشهای مختلف به چالش میکشی و یک تکه از وجودت را در هر نقشی جا میگذاری و بعد باید از آن فضا جدا شوی.
– بله، خب یکسال با این نقش زندگی کردم و گاهی برخی نقشها آنقدر در تار و پود آدم میپیچند که مدل راه رفتن، ایستادن و حرف زدن آدم را تغییر میدهند. بعضی کارها یک ماهه تمام میشود اما کاری که مدت طولانی تری دارد و شما هر روز صبح به خاطرش یکساعت گریم میشوی و وارد فضا و آن معماری میشوی و همانجا حالت را تغییر میدهد، فرق دارد.
-این شخصیت خیلی قوی نوشته شده و رها شدن از او کار سختی است.
– در مدت زمانی که تا شروع تصویربرداری داشتم سعی کردم فیزیک و ظاهرم را بسازم. وزنم را تغییر دادم و سعی کردم تا در نوع راه رفتن، نوع ایستادن و … به او نزدیک شوم. بُعد روحی روانی بازیگری بسیار دشوار است و اگر بازیگر به آن دقت نکند قطعا آسیب میبیند.
– این سریال هم با کمبود بودجه ساخته شده است و همه بچهها فداکارانه کار کردند و الان که بازخوردهای مردم را میبینیم واقعا خوشحال میشویم. کمبود بودجه مشکل ما بود و نباید مردم را در این ماجرا دخیل میکردیم آنها حق دیدن یک سریال خوب را داشتند.
– بله و البته آقای جوانمرد (نویسنده) از چند شخصیت آن دوران الگو گرفته و هیچ کدام مصداق عینی ندارند. من شازده ارسلان را مجموعهای از یک آدم میبینم که نه خوب مطلق است و نه بد مطلق و در روند خلق کاراکتر مدام به این فکر میکردم و از اینکه کاراکتر خوب مطلق یا بد مطلق بسازم پرهیز کردم.
– او مرد نازنین و بینظیری است و نمیتوانم با کلمات او را توصیف کنم و الان که کار تمام شده با فراغ بال از او صحبت میکنم. رابطه بین کارگردان و بازیگر نقش اصلی در یک سریال خیلی مهم است و این اتفاق به مرور بین ما شکل گرفت. حتی قبل از تصویربرداری برخی سکانسها آقای حمیدنژاد میآمد و میگفت این سکانس خیلی سختی است و من میگفتم ما سختتر از این هم داشتیم و از پسش برمیآییم. از اینجای قصه به بعد سکانسهای پیچیده و دشواری داریم که خواهید دید و اگر اعتماد متقابل او نبود به این کیفیت نمیرسید. من از آقای حمیدنژاد بسیار آموختم.
– پیشنهادهایی بوده اما میخواهم از این به بعد با دقت بیشتری انتخاب کنم و سعی میکنم که این سریال زندگیم را زیاد تغییر ندهد. همانطور که در تئاتر هیچ وقت نقش تکراری بازی نکردم از این به بعد هم همین روال را از سر میگیرم.
– بله خودم هم این موضوع را شنیدم. فکر میکنم متن این سریال همزمان با متن سریال شهرزاد نوشته شده است و شاید شباهتهایی در قسمتهای ابتدایی سریال آنهم در وجه عاشقانه آن وجود داشته که چنین تعبیری را ایجاد کرده است. از طرفی باید دید که در ادامه چه اتفاقی میافتد که قطعا با سریال شهرزاد تفاوتهای بسیاری دارد.
حرفی که این سریال میزند حرف دیگری است و به این قسمتهای ابتدایی برنمیگردد و آقای حمیدنژاد هم کارگردان با سابقهای است که صاحب سبک و استایل خودش است و چنین حرفی مصداق عینی ندارد. بانوی عمارت سریالی نیست که دچار یکنواختی شود و مدام قصههای جدید و آدمهای جدید وارد میشوند و روند قصه طور دیگری میشود.
– امیدوارم بخش سینما و تلویزیون ما بتواند به جایگاه واقعی خود برسد چراکه ما نیروهای متخصص بسیار خوبی در سطح بین المللی داریم. ما پشتوانهای مثل ادبیات و تاریخ داریم و وقتی به یک سریالی اهمیت میدهیم باید برایش هزینه کنیم.
